بخش ۳۳ - فی الزُهد عَنِ الدُّنیا
عبدالرحیم حائری
»
مشرق الانوار
»
بخش ۳۳ - فی الزُهد عَنِ الدُّنیا
دل براین دنیای بیحاصل مَبند
همتّی کن بُگسل از این پای، بند
چیست دنیا، غیر الوان و نقوش
مشت خاکِ تیرهای را روی پوش
گه به رنگ سیم و گاهی زر شود
گه به شکل سنگ و گه گوهر شود
گه شود پنبه به اَلوان و صُوَر
تا شود دستار، یا افسارِ خر
گه به شکل پشمِ حیوانی شود
پوشش درویش و سلطانی شود
گاه باغ و راغ و صحرا خوانیَش
گاه پست و گاه بالا دانیش
گه نباتش نامی و گاهی جماد
گاه حیوان گوییش ای نامراد
در حقیقت غیر مشتی خاک نیست
کی حقیقت بیند آن کو پاک نیست
خلق انسان جز ز خاک تیره بود
آدم از این خاک آمد در وجود
پس نباشد این جهان غیر از نُقوش
مشت خاکی را به حکمت روی پوش
بخش ۳۲ - بقیۀ داستان آن مرد که از حضرت عزرائیل هنگام مُردن خود را سؤال نمود: گفت بعد از روزگاری بس دراز
بخش ۳۴ - تمثیل: همچنانکه چند تخمی سرخ و زرد
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری:
مثنوی
منبع اولیه:
مهدی غفارزاده
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.