رباعیات
فروغی بسطامی
»
دیوان اشعار
»
رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱ : از کشت عمل بس است یک خوشه مرا
رباعی شمارهٔ ۲ : دوشینه فتادم به رهش مست و خراب
رباعی شمارهٔ ۳ : تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است
رباعی شمارهٔ ۴ : فرموده خدا بزرگی آیین من است
رباعی شمارهٔ ۵ : این دل که به شهر عشق سرگشتهٔ تست
رباعی شمارهٔ ۶ : آمد مه شوال و مه روزه گذشت
رباعی شمارهٔ ۷ : تا دل به برم هوای دلبر دارد
رباعی شمارهٔ ۸ : زلفین سیه که در بناگوش تواند
رباعی شمارهٔ ۹ : از هر دو جهان مرا مقید کردند
رباعی شمارهٔ ۱۰ : یک عمر شهان تربیت عیش کنند
رباعی شمارهٔ ۱۱ : آشفته سخن چو زلف جانان خوش تر
رباعی شمارهٔ ۱۲ : تا دل به هوای وصل جانان دادم
رباعی شمارهٔ ۱۳ : گاهی هوس بادهٔ رنگین دارم
رباعی شمارهٔ ۱۴ : بگذار که خویش را به زاری بکشم
رباعی شمارهٔ ۱۵ : تا دست ارادت به تو دادهست دلم
رباعی شمارهٔ ۱۶ : بگذار که تا می خورم و مست شوم
رباعی شمارهٔ ۱۷ : تو مردمکِ چشمِ منِ مهجوری