برگردان به زبان ساده
کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
هوش مصنوعی: کی از دل من رفتهای که هنوز دلتنگیات را احساس میکنم؟ کی در جایی پنهان بودهای که من به دنبالت بگردم و تو را پیدا کنم؟
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
هوش مصنوعی: تو غیبت نکردهای تا من بخواهم که حضورت را طلب کنم و پنهان هم نشدهای که بخواهم تو را آشکار کنم.
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
هوش مصنوعی: با زیباییهای فراوانی ظاهر شدی که من با تمام چشمانم تو را تماشا کنم.
چشمم به صد مجاهده آیینهساز شد
تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را
هوش مصنوعی: چشمانم با بسیاری از تلاشها و کوششها مانند آینهای شده است تا بتوانم تو را با یک نگاه عاشقانه ببینم.
بالای خود در آینهٔ چشم من ببین
تا با خبر ز عالم بالا کنم تو را
هوش مصنوعی: به من نگاه کن و در آینهٔ چشمانم تصویر خود را ببین تا از دنیای بالاتر و فراتر از خود آگاه شوی و تو را از آن مطلع کنم.
مستانه کاش در حرم و دیر بگذری
تا قبلهگاه مؤمن و ترسا کنم تو را
هوش مصنوعی: ای کاش تو را در مکانهای مقدس و عبادتی ببینم تا بتوانم تو را به عنوان محور و قبلهای برای مؤمنان و حتی غیرمؤمنان قرار دهم.
خواهم شبی نقاب ز رویت برافکنم
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را
هوش مصنوعی: من میخواهم شبی صورتت را از پوشش بیرون بیاورم و تو را به شکلی مانند خورشید کعبه و ماه کلیسا جلوه دهم.
گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من
چندین هزار سلسله در پا کنم تو را
هوش مصنوعی: اگر آن دو زلف به دست من بیفتد، میتوانم به خاطر تو هزاران زنجیر در پای خود ایجاد کنم.
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یکجا فدای قامت رعنا کنم تو را
هوش مصنوعی: اگر در قیامت درخت طوبی و سدره را به من بدهند، برای زیبایی تو همه آنها را فدای تو میکنم.
زیبا شود به کارگه عشق کار من
هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را
هوش مصنوعی: هر بار که در بهشت عشق کار میکنم، زیبایی تو را با نگاه کردن به صورتت میسازم و به آن توجه میکنم.
رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تو را
هوش مصنوعی: من به خاطر شوق عشق به خوبی رسوا شدم و نگرانم که مبادا به خاطر من تو هم رسوا شوی.
با خیل غمزه گر به وثاقم گذر کنی
میر سپاه شاه صفآرا کنم تو را
هوش مصنوعی: اگر با ناز و غمزهات به من نزدیک شوی، میتوانم تو را به عنوان فرمانده سپاه برای شاه معرفی کنم.
جم دستگاه ناصردین شاه تاجور
کز خدمتش سکندر و دارا کنم تو را
هوش مصنوعی: در دربار ناصرخسرو، سلطنت که مانند سکندر و دارا قدرتمند و بزرگ بود، تو را به خدمت میگیرم.
شعرت ز نام شاه، فروغی شرف گرفت
زیبد که تاج تارک شعرا کنم تو را
هوش مصنوعی: شعرت به خاطر نام شاه، ارزش و درخشش بیشتری پیدا کرده است. شایسته است که مانند تاجی بر سر شعرا تو را قرار دهم.