برگردان به زبان ساده
مرگ بر بالین وجانان غافل است
جان بدین سختی سپردن مشکل است
هوش مصنوعی: فرد در حال مرگ است و محبوبش از این موضوع بیخبر است. اینکه جان را در چنین شرایط سختی واگذار کند، کار آسانی نیست.
سینهام مجروح و زخمم کاری است
حسرتم جانکاه و دردم قاتل است
هوش مصنوعی: دل من زخمی است و جراحتهایش عمیق و دردناک. حسرتی در من وجود دارد که خیلی آزاردهنده است و این درد برایم کشنده است.
هر که داند لذت شمشیر دوست
بر هلاک خویشتن مستعجل است
هوش مصنوعی: هر کس که طعم شیرین آغوش و محبت دوست را بچشد، بدون شک برای فدای خود و به خطر انداختن جانش آمادهتر خواهد بود.
شربت مرگ از برای عاشقان
صحت کامل، شفای عاجل است
هوش مصنوعی: مرگ برای عاشقان، به نوعی آرامش و درمان کامل است.
از کمند عشق نتوان شد خلاص
جهد من بی جا و سعیام باطل است
هوش مصنوعی: نمیتوان از اسارت عشق آزاد شد، تلاشهام بیفایده و تلاشام بینتیجه است.
عشق طغیانش به حدی شد که جان
در میان ما و جانان حایل است
هوش مصنوعی: عشق به قدری شدت پیدا کرده است که جان ما و محبوب ما به هم نمیرسد و فاصلهای میانمان ایجاد شده است.
خاک کوی دوست دامنگیر ماست
وین کسی داند که پایش در گل است
هوش مصنوعی: خاک راه دوست بر ما تاثیر زیادی دارد و تنها کسی که در چاله و گل گیر کرده، میتواند این را درک کند.
کس به مقصد کی رسد از سعی خویش
کوشش ما سر به سر بیحاصل است
هوش مصنوعی: هیچکس به هدف خود از تلاش و کوشش خود نمیرسد و تلاش ما همه بینتیجه است.
جان نثار مقدمش کردم، بلی
تحفهٔ ناقابلان ناقابل است
هوش مصنوعی: من جان خود را به پای او فدای کردهام، بله، هدیهای که به او میدهم شاید ارزش چندانی نداشته باشد.
عاشق آرامی ندارد ورنه یار
مونس جان است و آرام دل است
هوش مصنوعی: عاشق هیچگاه آرامش ندارد، زیرا محبوبش همدم روح و باعث آسایش دل اوست.
قاتلی دارم فروغی کز غرور
خود به خون بیگناهان قایل است
هوش مصنوعی: من کسی را میشناسم که به خاطر خودبزرگبینیاش به قتل بیگناهان افتخار میکند.