برگردان به زبان ساده
تا طرف نقاب از رخ رخشان تو برخاست
خورشید فلک از پی فرمان تو برخاست
هوش مصنوعی: زمانی که پرده از چهره درخشان تو برداشته شد، خورشید عالم هم به خاطر دستور تو درخشانتر شد.
تا تنگ دهان را به شکر خنده گشودی
طوطی به هوای شکرستان تو برخاست
هوش مصنوعی: وقتی تو با لبخند شیرین و دلنشینت فضای گرفته و ناراحت را باز کردی، طوطی به سمت فضای شیرین و خوشمزه تو پرواز کرد.
بر افسر شاهان سرافراز نشیند
هر گرد که از گوشهٔ دامان تو برخاست
هوش مصنوعی: هر ذرهای که از دامن تو برمیخیزد، بر سر افسران بلندمرتبه و سرافراز خواهد نشست.
داغی است که در سینهٔ صد چاک نهفتند
هر لاله که از خاک شهیدان تو برخاست
هوش مصنوعی: هر لالهای که از خاک شهیدان روییده، نشانهای از درد و سوختگی در دل دارد. این گلها بهعنوان یادآورانی از کسانی هستند که جان خود را فدای میهن کردهاند و در دل خود غم و داغی عمیق را جای دادهاند.
در کار فروبسته عشاق فکندند
هر عقدهٔ که از زلف پریشان تو برخاست
هوش مصنوعی: در روابط پیچیده عشق، هر مشکلی که ناشی از در هم ریختگی موهای تو باشد، ایجاد شد.
صد ولوله در مردم صاحب نظر انداخت
هر فتنه که از نرگس فتان تو برخاست
هوش مصنوعی: هر بار که جاذبه و زیبایی چشمان تو نمایان شد، شایعات و تحرکات زیادی در میان افراد با فکر و نظر به وجود آمد.
بر خاک فشاند آب رخ مشک ختن را
هر نافه که از طرهٔ پیچان تو برخاست
هوش مصنوعی: هر علف و گل و گیاهی که بر روی زمین میروید، از آب صورت دلبرانهی تو سیراب میشود و هر مویی که از دور لوبهی تو پایین بیفتد، مانند نمادی از زیبایی تو به زمین میافتد.
در انجمن باده کشانش ننشانند
پیمانهکشی کز سر پیمان تو برخاست
هوش مصنوعی: در محفل کسانی که شراب مینوشند، اجازه نمیدهند کسی به پیمانهکشی بپردازد، زیرا او از عهد و پیمانی که بسته است، دست برداشته است.
تا سرزده خورشید جهانتاب ز مشرق
خورشید فروغی ز گریبان تو برخاست
هوش مصنوعی: هنگامی که خورشید درخشان و تابناک از سمت مشرق طلوع کرد، نوری از وجود تو منتشر شد.