برگردان به زبان ساده
خوش آن که حلقههای سر زلف واکنی
دیوانگان سلسلهات را رها کنی
هوش مصنوعی: نیکوست که حلقههای موهای زیبا را باز کنی و دیوانههای وابسته به خود را آزاد کنی.
کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی
هوش مصنوعی: جنون ما باعث شده که همه ما را تماشا کنند، پس تو هم بیا و ما را تماشا کن.
کردی سیاه زلف دوتا را که در غمت
مویم سفید سازی و پشتم دوتا کنی
هوش مصنوعی: تو با زلفهای سیاه و زیبایت مرا در غمت به حالتی رساندی که موهایم سفید شده و دلم شکست.
تو عهد کردهای که نشانی به خون مرا
من جهد کردهام که به عهدت وفا کنی
هوش مصنوعی: تو وعده کردهای که نشانی از من بدهی و من کوشش کردهام تا تو به وعدهات عمل کنی.
من دل ز ابروی تو نبرم به راستی
با تیغ کج اگر سرم از تن جدا کنی
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دل از زیبایی چشمان تو بردارم، حتی اگر با تیغ کج سرم را از بدنم جدا کنی.
گر عمر من وفا کند ای ترک تندخوی
چندان وفا کنم که تو ترک جفا کنی
هوش مصنوعی: اگر عمرم به من اجازه دهد، ای دختر شجاع و سرسخت، تا جایی به تو وفا میکنم که تو بتوانی از بیرحمی صرفنظر کنی.
سر تا قدم نشانهٔ تیر تو گشتهام
تیری خدا نکرده مبادا خطا کنی
هوش مصنوعی: من از سر تا پا به خاطر عشق و محبت تو دچار تیرگی و زخم شدهام، خدایا نکند که تو هم در محبت و عشق به من اشتباه کنی.
تا کی در انتظار قیامت توان نشست
برخیز تا هزار قیامت به پا کنی
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی منتظر وقوع قیامت بمانی؟ برخیز و تلاش کن تا هر روز مانند قیامت، تغییرات عظیمی را در زندگیات ایجاد کنی.
دانی که چیست حاصل انجام عاشقی
جانانه را ببینی و جان را فدا کنی
هوش مصنوعی: میدانی که نتیجهی واقعی عشق عمیق چیست؟ این است که جان خود را فدای معشوق کنی و در عوض، عشق واقعی را تجربه کنی.
شکرانهای که شاه نکویان شدی به حسن
میباید التفات به حال گدا کنی
هوش مصنوعی: برای قدردانی از خوبیهای شاهان نیکو، باید به حال فقرا و نیازمندان نیز توجه داشته باشی.
حیف آیدم کز آن لب شیرین بذلهگوی
الا ثنای خسرو کشورگشا کنی
هوش مصنوعی: من ناراحتم که اگر از آن لب شیرین که شوخی میکند، جز ستایش پادشاه شکستناپذیر چیزی بگوید.
ظل اله ناصردین شاه دادگر
کز صدق بایدش همه وقتی دعا کنی
هوش مصنوعی: در سایهٔ رحمت الهی، ناصرالدین شاه دادگر وجود دارد که باید همیشه در دل دعا برای او بگذاری.
شاها همیشه دست تو بالای گنج باد
من هی غزل سرایم و تو هی عطا کنی
هوش مصنوعی: ای پادشاه، همیشه فیض و رحمت تو بر سر گنجینههای من است. من دائم شعر میسرایم و تو هم همواره به من نعمت میدهی.
آفاق را گرفت فروغی فروغ تو
وقت است اگر به دیدهٔ افلاک جا کنی
هوش مصنوعی: اگر نوری از تو در آسمانها تابیده شود، آفاق روشن خواهد شد. پس اگر بخواهی، میتوانی در جایگاه ستارهها خود را قرار دهی.