برگردان به زبان ساده
تا هست نشانی از نشانم
خاک قدم سبوکشانم
هوش مصنوعی: تا زمانی که اثری از خودم باقی بماند، خاک پای افرادی که با کلاس و بزرگمنش هستند، خواهم بود.
تا ساغر من پر از شراب است
از شر زمانه در امانم
هوش مصنوعی: تا وقتی که پیالهام پر از شراب است، از سختیهای زندگی در امان هستم.
تا در کفم آستین ساقیست
فرش است فلک بر آستانم
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دستانم آستین ساقی است، آسمان برای من فرش زیر پا شده است.
در مرهم زخم خود چه کوشم
کاین تیر گذشت از استخوانم
هوش مصنوعی: من چقدر تلاش میکنم تا زخم خود را درمان کنم، در حالی که این تیر به استخوان من نفوذ کرده است.
دردا که به وادی محبت
دنبالترین کاروانم
هوش مصنوعی: آه، چه trist است که در مسیر عشق، آخرین کسی هستم که میروم.
گفتی منشین به راه تیرم
تا تیر تو میزنی، نشانم
هوش مصنوعی: تو گفتی که در مسیر تیر من نایستی، چون که هر وقت تیر میزنی، علامتم میزنی.
پیوسته ببوسم ابروانت
گر تیر زنی بدین کمانم
هوش مصنوعی: من همیشه ابروهای تو را میبوسم، حتی اگر با کمان خود به من تیر بزنی.
بالای تو تا نصیب من شد
ایمن ز بلای ناگهانم
هوش مصنوعی: وقتی تو بر من نگاهی میافکنی، از خطرات ناگهانی دور و بینقص میشوم.
گفتم که بنالم از جفایت
زد مهر تو مهر بر دهانم
هوش مصنوعی: گفتم که از ظلم و ستم تو شکایت کنم، اما لبهای من نه تنها این را نمیگویند، بلکه مهر و محبت تو را هم بر آنها نقش بسته است.
بالم مشکن که شاه بازم
خونم مفشان که نغمهخوانم
هوش مصنوعی: بالهایم را نشکن که من باز شدم و خونم را نریز، زیرا من آواز میخوانم.
مرغ کهنم در این چمن لیک
بر شاخ تو تازه آشیانم
هوش مصنوعی: پرندهی قدیمی من در این چمن، اما بر شاخهی تو تازه لانهسازی میکنم.
دیدم ز محبتش فروغی
چیزی که نبود در گمانم
هوش مصنوعی: از محبت او درخششی دیدم که هرگز تصورش را هم نمیکردم.