برگردان به زبان ساده
مشغول رخ ساقی، سرگرم خط جامم
در حلقهٔ میخواران، نیک است سرانجامم
هوش مصنوعی: من غرق تماشای زیبایی ساقی هستم و به خطی که روی جام وجود دارد مشغولم. در جمع میخواران هستم و این زندگی برایم خوب و دلپذیر است.
اول نگهش کردم آخر به رهش مردم
وه وه که چه نیکو شد آغازم و انجامم
هوش مصنوعی: در ابتدا به او علاقهمند شدم و در نهایت از او جدا شدم. جالب اینجاست که شروع و پایان داستان من بسیار زیبا بود.
شبهای فراق آخر بر آتش دل پختم
داد از مه بیمهرم، آه از طمع خامم
هوش مصنوعی: شبهای جدایی را با درد دلم سپری کردم و از نبودن یار بیمهری شکایت میکنم. آه، ای کاش به آرزوی بیپایهام دل نبسته بودم.
خیز ای صنم مهوش از زلف و رخ دلکش
بگسل همه زنارم، بشکن همه اصنامم
هوش مصنوعی: ای محبوب زیبا، از موها و چهره دلربایت جدا شو. همه قید و بندهای مرا پاره کن و تمام بتهای وجودم را بشکن.
گر طره نیفشانی، کی شام شود صبحم
ور چهره نیفروزی کی صبح شود شامم
هوش مصنوعی: اگر مویت را افشان کنی، صبح من شب میشود و اگر چهرهات را نشان ندهی، شب من صبح میشود.
هم حلقهٔ گیسویت سررشتهٔ امّیدم
هم گوشهٔ ابرویت سرمایهٔ آرامم
هوش مصنوعی: موهایت برای من نماد امید است و ابروهایت منبع آرامش.
آسوده کجا گردم تا با تو نیاسایم
آرام کجا گیرم تا با تو نیارامم
هوش مصنوعی: کجا میتوانم راحت باشم که تو را فراموش کنم؟ و در کجا میتوانم آرام بگیرم که در فکر تو نباشم؟
تا با تو نپیوندم کی میوه دهد شاخم
تا با تو نیامیزم کی شاد شود کامم
هوش مصنوعی: تا وقتی که با تو ارتباط نداشته باشم، شاخهام میوه نمیدهد و تا زمانی که با تو در آمیختم، کامم شاد نخواهد شد.
در عالم زیبایی تو خواجهٔ معروفی
در گوشهٔ تنهایی من بندهٔ گمنامم
هوش مصنوعی: در دنیای زیبایی تو، تو فرد شناختهشده و مشهور هستی، اما من در گوشهای از تنهاییام، یک بنده ناشناس و بینام هستم.
گر آهوی چشم تو سویم نظر اندازد
هم شیر شود صیدم، هم چرخ شود رامم
هوش مصنوعی: اگر چشمان تو به من بنگرد، حتی آهوی من هم وحشی میشود و همزمان چرخ زندگیام را به آرامش در میآورد.
دی باز فروغی من دلکش غزلی گفتم
کز چشم غزال او شایستهٔ انعامم
هوش مصنوعی: من یک شعر دلنشین سرودهام که از چشمهای زیبا و دلربا الهام گرفته شده و شایسته دریافت پاداش و توجه است.