برگردان به زبان ساده
من بر سر کوی تو ندیدم
خاکی که به سر نکرده باشم
هوش مصنوعی: من در کنار خیابان تو هیچ خاکی ندیدم که بر سرم نریخته باشم.
از دست جفای تو نماندهست
شهری که خبر نکرده باشم
هوش مصنوعی: از شدت بدیهای تو، دیگر شهری نیست که من خبر آنرا نداشته باشم.
جز مهر تو در دلم نرفتهست
مهری که به در نکرده باشم
هوش مصنوعی: در دلم جز عشق تو هیچ احساسی نمانده است، و این عشق را هیچ وقت فراموش نکردهام.
شب نیست که با خیال قدت
دستی به کمر نکرده باشم
هوش مصنوعی: هر شبی که میگذرد، بیتردید به یاد تو هستم و به یاد زیباییهایت.
در حسرت زلف تو شبی نیست
کز گریه سحر نکرده باشم
هوش مصنوعی: هیچ شبی نیست که به خاطر دلتنگی برای موهای تو، در سحرگاه اشک نریخته باشم.
یک باره مرا مکن فراموش
تا فکر دگر نکرده باشم
هوش مصنوعی: لطفاً یکباره مرا فراموش نکن، تا زمانی که هنوز به فکر کسی یا چیزی دیگر نیفتادهام.
کردی نظری به من که دیگر
از فتنه حذر نکرده باشم
هوش مصنوعی: نگاهی به من کردی که دیگر نتوانم از حوادث و مشکلات دوری جست.
تیری ز کمان رها نکردی
کش سینه سپر نکرده باشم
هوش مصنوعی: تو از کمان تیری پرتاب نکردی، در حالی که من سینهام را سپر نکردهام.
از سیل سرشک خانهای نیست
کش زیر و زبر نکرده باشم
هوش مصنوعی: هیچ خانهای وجود ندارد که من با اشکهایم آن را ویران نکرده باشم.
خاکی نه که در غمش فروغی
زآب مژه تر نکرده باشم
هوش مصنوعی: معنی این بیت اینگونه است که من انسانی نیستم که به خاطر غم او حتی اشکی نریخته باشم.