برگردان به زبان ساده
تا به در میکده جا کردهام
توبه ز تزویر و ریا کردهام
هوش مصنوعی: من در میکده جا دارم و برای اینکه از فریبکاری و نفاق دور شوم، توبه کردهام.
خرقهٔ تقوی به می افکندهام
جامهٔ پرهیز قبا کردهام
هوش مصنوعی: من لباس پرهیز را کنار گذاشته و لباس تقوا را به تن کردهام.
خواجگی از پیر مغان دیدهام
بندگی اهل صفا کردهام
هوش مصنوعی: من از پیر مغان یاد گرفتهام که باید بندگی را از اهل صفا بیاموزم و به آن عمل کنم.
کام خود از مغبچگان جستهام
درد دل از باده دوا کردهام
هوش مصنوعی: من از خوشیهای زندگی دست کشیدهام و درد و دل خود را با نوشیدن شراب تسکین دادهام.
یک دو قدح می به کف آوردهام
رفع غم و دفع بلا کردهام
هوش مصنوعی: من دو جام شراب در دست دارم و با آنها غم را از خود دور کرده و مشکلات را کنار زدهام.
چشم طمع از همه سو بستهام
قطع امید از همه جا کردهام
هوش مصنوعی: من امید و توقعی از هیچکس ندارم و از همهچیز دلسرد شدهام.
رخش سعادت به فلک راندهام
روی تحکم به قضا کردهام
هوش مصنوعی: من به آسمان شادی و خوشبختی خود را پرتاب کردهام و با اراده و قدرت، سرنوشت خود را رقم زدهام.
از اثر خاک در می فروش
خون بدل آب بقا کردهام
هوش مصنوعی: از نشانههای خاکی که در کار میفروشم، به جای خونم، آب بقا را به دست آوردهام.
از زره زلف گرهگیر دوست
عقده ز کار همه وا کردهام
هوش مصنوعی: من از زنجیر گیسوهای دوست، همه مشکلات و کارهای زندگیام را رها کردهام.
همت مردانه ز من جو که من
خدمت مردان خدا کردهام
هوش مصنوعی: از تو انتظار دارم که تلاش و اراده قوی به خرج دهی، چرا که من در خدمت مردان خدا بودهام و کارهای بزرگی انجام دادهام.
دوش فروغی به خرابات عشق
انجمن عیش بپا کردهام
هوش مصنوعی: شب گذشته در محفل عشق، جشنی برپا کردهام و درخششی خاص به فضا بخشیدهام.