برگردان به زبان ساده
نگاه داشت غزالی دل مرا به نگاهش
که آهوی ختن آمد به سیر چشم سیاهش
هوش مصنوعی: چشمان سیاه او دل مرا مانند غزالی از خود به سویش جذب کرد، گویا آهویی زیبا از ختن در دل چشمهای او در حال گردش است.
چرا برابر چشمی هزار بار نمیرم
که زنده میکندم از نگاه بی گه و گاهش
هوش مصنوعی: چرا باید بارها بمیرم در مقابل چشمی که با نگاهش مرا زنده میکند، حتی اگر این نگاه گاهی و به ندرت باشد؟
گناه عشق بتی دامنم گرفته به محشر
که کردگار نگیرد به صدهزار گناهش
هوش مصنوعی: عشق به معشوقی زیبا و محبوب، مرا در دشواری و عذاب قرار داده است، بهطوری که خداوند هم نمیتواند به خاطر یک صد هزار گناه او، من را از این گرفتاری نجات دهد.
مگر به صید دل آن طفل نی سوار درآمد
که طفل اشک من از سر دوید بر سر راهش
هوش مصنوعی: آیا به خاطر شکار دل آن کودک نازنین نیست که اشک من به خاطر او بر روی زمین ریخته شده و به سمت او روانه شده است؟
از آن همیشه کشد شانه را به زلف مسلسل
که خون کند دل دیوانگان سلسله خواهش
هوش مصنوعی: شانهای که از زلفهای پیچیده به آرامی عبور میکند، دل دیوانگان را به شدت پریشان و تحت تأثیر قرار میدهد و علاقه و خواستههای آنان را برمیانگیزد.
به حالت دل من سنگ ناله کرد زمانی
که بردم از در آن سنگ دل به حال تباهش
هوش مصنوعی: دل من در زمانی که سنگی را از درون آن بیرون آوردم، به شدت ناله کرد و نگران حال آن سنگ دل شد.
نظر ز چاه زنخدان آن چگونه بپوشم
که یوسف دلم افتاده در میانهٔ چاهش
هوش مصنوعی: چطور میتوانم نگاه خود را از چاه عمیق و جذاب آن مژههایش برگیرم، وقتی که دل من همچون یوسف در عمق آن چاه گرفتار شده است؟
سزد که بر سر آتش بیفکنیم دلی را
که رخنه در دل خوبان نکرد ناوک آهش
هوش مصنوعی: شایسته است دلی را که هیچ وقت نمیتواند به دلهای نیکو آسیب برساند، در آتش افکنیم.
میان معرکه تا کی دلم ربوده به افسون
که مار بوالعجبی خفته در میان کلاهش
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، دل من چقدر باید فریفته و مجذوب افسونهای مختلف باشد، در حالی که موجودی شگفتانگیز مانند مار در زیر کلاهی خوابیده است.
ستم کشیدم از آن ترک کجکلاه به حدی
که سر برهنه کشانم بر آستانهٔ شاهش
هوش مصنوعی: رنج زیادی از آن جوان کجکلاه تحمل کردهام، به طوری که حالا به حدی از خجالت و بیپناهی رسیدهام که سر بدون پوشش خود را بر درگاه پادشاه میگذارم.
ابوالمظفر کشورگشای ناصردین شه
که از ستاره فزون تر بود شمار سپاهش
هوش مصنوعی: ابوالمظفر، ناصردین شه، فرماندهای بود که نیروی جنگیاش از شمار ستارهها بیشتر بود و در میدانهای نبرد به کشورگشایی میپرداخت.
فروغی از رخ زیبای دوست پرده برافکن
که آسمان بکشد پرده بر شمایل ماهش
هوش مصنوعی: چهره زیبا و درخشان دوست را نمایان کن، زیرا زیباییاش آن چنان است که حتی آسمان نیز حجابش را برخواهد داشت.