برگردان به زبان ساده
کسی به زیر فلک دست بر قضا دارد
که اعتکاف به سر منزل رضا دارد
هوش مصنوعی: کسی میتواند به موفقیت و خوشبختی برسد که در زندگی خود به آرامش و رضایت درونی دست یافته باشد.
مریض شوق کی اندیشهٔ دوا دارد
شهید عشق کجا فکر خون بها دارد
هوش مصنوعی: عاشق بیمار به جای اینکه به درمان فکر کند، فقط به شوق و حال عاشقانه خود مشغول است؛ و کسی که در عشق جان خود را از دست داده، اصلاً به محاسبهی هزینه این عشق نمیاندیشد.
به دور لعل میآلود دوست دانستم
که باده این همه کیفیت از کجا دارد
هوش مصنوعی: متوجه شدم که رنگ و جلوه زیبای شراب ناشی از لبهای معشوق است و برایم روشن است که این کیفیت و طراوت از کجا به آن دست یافته است.
ز خاک میکده در عین بی خودی دیدم
همان خواص که سرچشمهٔ بقا دارد
هوش مصنوعی: در میان نشئگی و بیخبری، در خاک میکده، ویژگیهایی را مشاهده کردم که به نوعی شباهت به همان خاصیتهایی دارند که سبب بقای زندگی میشود.
من و صراحی می بعد ازین و نغمهٔ نی
که هم نشینی صافیدلان صفا دارد
هوش مصنوعی: من و جام شرابم اینک، و نغمهٔ نی که همواره با دلهای پاک و خالص همنشینی دارد.
سزای آن که زدم لاف عاشقی همه عمر
اگر که تیغ زنندم به فرق جا دارد
هوش مصنوعی: کسی که عمرش را در ادعای عاشقی گذرانده، اگر به خاطر این ادعا به او آسیب بزنند، هیچ مانعی ندارد.
حکایت غم جانان بپرس از دل من
که آشنا خبر از حال آشنا دارد
هوش مصنوعی: از دل من درباره غم و اندوهی که از محبوب دارم بپرس، چون دوست و آشنای من از وضعیت و حال و روز من باخبر است.
مرا دلی است که از درد عشق رنجور است
ترا لبی است که سرمایهٔ شفا دارد
هوش مصنوعی: من دلی دارم که به خاطر عشق بسیار آزار میبیند، اما تو لبانی داری که میتواند دردهای مرا درمان کند.
یکی ز جمع پراکندگان عشق منم
که عقده بر دل از آن جعد مشکسا دارد
هوش مصنوعی: من یکی از افرادی هستم که در میان کسانی که پراکنده شدهاند، عشق میورزم و در دل خود غم و پیچیدگیای دارم که به خاطر زیبایی و دلربایی محبوبم ناشی میشود.
یکی ز خیل ستم پیشگان حسن تویی
که نامرادی عشاق را روا دارد
هوش مصنوعی: تو تنها کسی از میان ستمگران هستی که بیعدالتی را بر دل عاشقان روا میداری.
به راه عشق بنازم دل فروغی را
که با وجود جفایت سر وفا دارد
هوش مصنوعی: من به دل وفادار و روشنایی که در راه عشق به سر وفا دارد، احترام میگذارم، حتی اگر از سوی تو بیمهری ببیند.