برگردان به زبان ساده
الا یا ایها المَهدی مدامَ الوَصل ناوِلها
که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکلها
هوش مصنوعی: ای مهدی، دائم به وصال بپرداز و آن را به ما عطا کن، چرا که در دوران دوری تو مشکلات زیادی پدید آمده است.
صبا از نکهت کویت نسیمی سوی ما آورد
ز سوز شعله شوقت چه تاب افتاد در دلها
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی عطر و بوی خوش کوی تو را به ما رساند، و از شدت اشتیاق به تو، آتش عشق در دلها شعلهور شد.
چو نور مهر تو تابید بر دلهای مشتاقان
ز خود آهنگ حق کردند و بربستند محملها
هوش مصنوعی: زمانی که نور عشق و محبت تو بر دلهای مشتاقان تابید، آنان از خود غافل شدند و به سوی حقیقت حرکت کردند و بار و بنههای خود را آماده کردند.
دل بیبهره از مهرت حقیقت را کجا یابد
حق از آیینه رویت تجلی کرد بر دلها
هوش مصنوعی: دل بیمحبت تو چطور میتواند حقیقت را پیدا کند؟ حق از طریق بازتاب چهرهات بر دلها جلوهگر میشود.
به حق سجاده تزیین کن مهل محراب و منبر را
که دیوان فلک صورت از آن سازند محفلها
هوش مصنوعی: به حق، سجاده را زیبا بیافرین و اجازه نده که محراب و منبر خالی بمانند، زیرا دیوان آسمان با آن مکانها محفلها و مجالس شگفتانگیز میسازند.
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل
ز غرقاب فراق خود رهی بنما به ساحلها
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شرایط سخت و سردرگمی در دل شب حرف میزند. او به توفان و خطراتی که در این شب تاریک وجود دارد اشاره میکند. در این وضعیت بحرانی، او از کسی میخواهد که راه نجاتی به او نشان دهد تا از غرق شدن در این فراق و جدایی رهایی یابد و به امنترین جاها برسد.
اگر دانستمی کویت به سر میآمدم سویت
خوشا گر بودمی آگه ز راه و رسم منزلها
هوش مصنوعی: اگر میدانستم کجا هستی، به سمت تو میآمدم. ای کاش میدانستم که چطور و با چه آدابی میتوان به خانهات رسید.
چو بینی حجت حق را به پایش جانفشان ای فیض
«مَتی ما تَلقِ مَن تَهوی، دَعِ الدُّنیا وَ أهمِلها»
هوش مصنوعی: زمانی که شاهد حقایق و دلایل روشن خداوند هستی، تمام وجودت را فدای آن کن، ای فیض. هر زمان که با کسی که او را دوست داری روبهرو میشوی، دنیا را رها کن و به آن اهمیتی نده.