برگردان به زبان ساده
جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی
کاش از عدم نکردی آهنگ زندگانی
هوش مصنوعی: زندگی چه مدت مرا در خود گرفتار خواهد کرد؟ ای کاش هرگز به زندگی پا نمیگذاشتی و در عدم باقی میماندی.
ای مرگ پردهٔ تن از روی جان برافکن
تا دل زدوده گردد از زنگ زندگانی
هوش مصنوعی: ای مرگ، لباس جسم را از روی روح بردار تا دل از آلودگیها و نگرانیهای زندگی پاک شود.
بیدوست گر سرآری ای عمر من بفردا
سر بر ندارم از خشت از ننگ زندگانی
هوش مصنوعی: اگر تو از من جدا شوی، ای عمر من، فردا هیچگاه سرم را از زمین بلند نخواهم کرد، به خاطر ننگی که در زندگی بر دوش دارم.
در زندگی نچیدم هرگز گلی از آنروی
یا رب مباد مرگم در رنگ زندگانی
هوش مصنوعی: در زندگیام هیچگاه از زیباییها و لذتهای ظاهری چیزی نچیدم. خدایا، نگذار که مرگ من با رنگ و بویی از این دنیای فریبنده باشد.
عیش مکدر تن بر عیش صاف جان زد
بشکست آیئنه جان از سنگ زندگانی
هوش مصنوعی: زندگی سخت و تلخ، به روح لطیف و خوشایند آسیب میزند و مانند سنگی، روشنایی و زیبایی روح را میشکند.
دل تنگ شد ز رنگش در ننگ صلح و جنگش
یا رب خلاصیم ده از چنگ زندگانی
هوش مصنوعی: دل به شدت از وضعیت صلح و جنگ ناراحت و نگران شده است؛ ای خدا، ما را از چنگال زندگی نجات بده.
این نیم جان خود را در راه دوست در باز
تا چند باشی ای فیض در ننگ زندگانی
هوش مصنوعی: این نیمه جان من را در مسیر عشق و دوستی قربانی کن، ای فیض، تا کی میخواهی در رسوایی زندگی باقی بمانی؟