برگردان به زبان ساده
عشق تو دل هرکس بسته است بیک کاری
هر طالب سودی را برده است ببازاری
هوش مصنوعی: عشق تو قلب هر کسی را به خود مشغول کرده و باعث شده همهی کسانی که به دنبال چیزی هستند، از آن لذت ببرند و به نوعی در بازار عشق تو معامله کنند.
اینجمع سحرخیزان زو شیفتهٔ مسجد
منصور اناالحق گوی آویخته برداری
هوش مصنوعی: این گروه از افراد بیدار و هوشیار به عشق مسجد منصور جمع شدهاند و مانند کسی که به حقیقت پی برده، در حال دریافت enlightenment و هدایت هستند.
در هر سر از او شوری در هر دل از او نوری
هر قومی و دستوری از خرقه و زناری
هوش مصنوعی: در هر جا که از او نشانهای وجود دارد، شور و هیجان احساس میشود و در هر دل که او را درک کند، نور و روشنی میتابد. هر گروهی نیز دستور و راه خاص خود را از سنن و اعتقادات خود دارد.
هر طایفهٔ راهی هر لشگری و شاهی
هر روی بدرگاهی هر یار پی یاری
هوش مصنوعی: هر گروهی در مسیر خود، هر نیرو و فرماندهی، هر فرد در جایی خاص و هر دوست به دنبال یاری و کمک از دیگران است.
هر کس ز پی نوری سرگشته بظلماتی
از بهر گل روئی در هر قدمی خاری
هوش مصنوعی: هر فردی که در جستجوی روشنی و حقیقت است، در در راه خود با تاریکیها و موانع زیادی روبهرو میشود. این مشکلات به عنوان خاری در هر قدمی که برمیدارد، احساس میشوند.
یک طایفه از شوقش بدریده گریبانی
یک طایفه از عشقش انداخته دستاری
هوش مصنوعی: بخشی از مردم به خاطر شوق و هیجان عشقشان، لباس خود را پاره کردهاند و گروهی دیگر به خاطر عشق، عمامه از سر خود برداشتهاند.
آن از طرب و شادی در خنده و آزادی
این از غم و از غصه رو کرده بدیواری
هوش مصنوعی: این بیت به contrast یا تضاد احساسات اشاره دارد. در یکی از بخشها، به شادی و نشاط اشاره شده که با خنده و آزادی همراه است، در حالی که بخش دیگر به غم و اندوه اشاره دارد که باعث میشود فرد به دیوارهای دور و برش رو کند و از دیگران دور شود. به عبارت دیگر، فردی که در حالت شادمانی است، به زندگی لبخند میزند و از آزادی لذت میبرد، اما فرد دیگری در حال غم و اندوه، خود را از دیگران جدا میکند و به دیوارها نگاه میکند.
قومی شده زوحیران نه مست و نه هشیارند
نی در صدد کاری نی بارکش باری
هوش مصنوعی: گروهی در حالت گیجی و سردرگمی به سر میبرند، نه مست هستند و نه کاملاً هشیار. نه در پی انجام کاری هستند و نه توانایی حمل باری را دارند.
هم را همه در کارند گر یار گر اغیارند
از دولت او دارد هر قوم خریداری
هوش مصنوعی: همه در تلاش و کوشش هستند، خواه دوست باشند یا دشمن. هر قوم و ملت از نعمت و ثروت او بهرهمند میشود.
خود فارغ و آزاده رو بسته و بگشاده
دل بدره و دل داده اینست عجب کاری
هوش مصنوعی: انسان به ظاهر آزاد و بیخیال است، اما در باطن دلش مشغول و در بند احساساتش است. این تناقض واقعاً حیرتانگیز است.
فیض از همه واقف شد صراف طوایف شد
خود درهم زایف شد محروم خریداری
هوش مصنوعی: فیض از همه چیز آگاه شد و به تجارت طوایف پرداخت، اما خودش از خریداری که درک درستی داشت، محروم ماند و به درهمِ نامناسبی تبدیل شد.