برگردان به زبان ساده
دل آواره را در کوی خود آوارهتر کردی
من بیچاره را در عشق خود بیچارهتر کردی
هوش مصنوعی: تو با حضور خود دل غمگین و آوارهام را بیشتر آواره کردی و منِ بیچاره را در عشق تو بیشتر دچار مشکل و دردسر ساختی.
دلم خوکارهٔ ذوق شراب حسن خوبان بود
ز چشم و لب شرابم دادی و خوکارهتر کردی
هوش مصنوعی: دل من در حال و هوای شگفتانگیزی به خاطر شراب زیبایی و محبت انسانهای نیکوکار است. تو با چشمانت و لبانت شراب محبت را به من عطا کردی و مرا بیش از قبل شگفتزده کردی.
ز مردم چشم مستت خون دل میخورد مژگان را
به زهر آلودی و آن مست را خونخوارهتر کردی
هوش مصنوعی: چشمهای خمار تو باعث میشود دل دیگران به درد بیفتد. مژههایت به کاری زیانبار آغشته است و تو آن مستی را بیشتر به طرف درد و آسیب میبری.
دل مردم ربودن بیخبر هاروت نتواند
ازو این غمزه را در دلبری سحارهتر کردی
هوش مصنوعی: دلها را با جذابیت و زیبایی خود دزدیدن، کار کسی چون هاروت نیست؛ تو با ناز و لطف خاص خود، این هنر را به بهترین حالت انجام دادی.
به غیر از عشق مهرویان نمیکردم دگر کاری
تو کردی کارها با من، مرا این کارهتر کردی
هوش مصنوعی: عشق به زیباییها باعث شده است که دیگر هیچ کار دیگری نکنم. تو با کارهایت من را در این زمینه بیشتر غرق کردهای.
به چشم دانشت نظاره بودم تاکنون اکنون
ز بینش سرمهای بخشیدیم نظارهتر کردی
هوش مصنوعی: من تا به حال به چشمان علم تو نگاه میکردم، اما اکنون با دیدی که از سرمهای به من دادی، به تماشای تو عمیقتر و دقیقتر نگاه میکنم.
نگاهت هر زمان از فیض نوعی میرباید دل
مگر چشمانت را در دلبری عیارهتر کردی
هوش مصنوعی: نگاه تو همیشه دل را مجذوب میکند، مگر اینکه چشمانت را در هنر دوستداشتن، بیشتر تزیین کنی.