برگردان به زبان ساده
دم بدمش به بین ببین تازه بتازه نو بنو
گل ز رخش بچین بچین تازه بتازه نو بنو
هوش مصنوعی: هر لحظه ببین که چقدر تازه و نو است، همچون گلهایی که از رخسار او چیده میشوند. هر بار که نگاه میکنی، زیبایی و تازگی او را بیشتر حس کن.
ای مه من بیا بیا در دل من درآ درآ
مهر خودت به بین به بین تازه بتازه نو بنو
هوش مصنوعی: ای ماه من، بیا و به قلب من وارد شو، عشق و محبت خودت را در من ببین و به تازگی و نو به نو در وجودم بگنجان.
مهر دگر بهر زمان در دل و سینه می نشان
در دل و دیده می نشین تازه بتازه نو بنو
هوش مصنوعی: عاشقانهای که در دل و سینه به یاد کسی نشسته، باید همیشه تازه و نو باشد. محبت و عشق را باید در دل و در نگاه زنده نگه داشت.
جان بخیال آن دو لب هر نفس آورم بلب
تا کنمت فدا چنین تازه بتازه نو بنو
هوش مصنوعی: هر بار که به یاد آن دو لب زیبا میافتم، جانم را به آنها تقدیم میکنم و با هر نفس، شوقی تازه در دل میپرورانم.
فیض اسیر ناتوان سوخت در آتش غمان
میکنیش دگر غمین تازه بتازه نو بنو
هوش مصنوعی: در دل غم و اندوه، فردی که به ناتوانی دچار است، نمیتواند از شر این ناراحتیها رهایی یابد و زخمهای تازهای به زخمهای کهنهاش اضافه میشود. او همچنان در شکنجهی این اندوهها سوزانده میشود و نمیتواند به آرامش برسد.