برگردان به زبان ساده
گفتم چه چاره سازم با عشق چارهسوزت
گفتا که چاره آورد این کارها به روزت
هوش مصنوعی: گفتم با عشق تو چه کنم که آتش به جانم زده است؟ او جواب داد که راه حل این مشکلات با خودت و در دل خودت است.
گفتم که سوخت جانم در آتش فراقت
گفتا که کار خامست، باید جفا هنوزت
هوش مصنوعی: به او گفتم که جانم در آتش عشق تو میسوزد، او پاسخ داد که هنوز باید درد و رنج بیشتری را متحمل شوی، چون کار تو هنوز ناچیز است.
گفتم ز سوز هجران آمد مرا بهلب، جان
گفتا که سازی آخر سربرکند ز سوزت
هوش مصنوعی: گفتم از درد جدایی دلم پر از آتش است. او جواب داد که بالاخره باید راهی پیدا کنی که از این درد رهایی یابی.
گفتم تموز هجران در من فکند آتش
گفتا بهار وصلی آید پس از تموزت
هوش مصنوعی: گفتم که گرمای هجران در من آتش به پا کرده است. او گفت که بهار وصال بعد از این گرما خواهد آمد.
گفتم که با سگانت دیریست آشنایم
گفتا بلی ولی من نشناختم هنوزت
هوش مصنوعی: گفتم که من مدت زیادی است با سگهای تو آشنا هستم، او پاسخ داد که بله، اما من هنوز تو را نشناختهام.
گفتم که نیست جایز از عاشقان بریدن
گفتا که ما معافیم از جان لایجوزت
هوش مصنوعی: گفتم که قطع ارتباط با عاشقان درست نیست. او پاسخ داد که ما از این موضوع مستثنا هستیم و نمیتوانیم جان خود را از آن جدا کنیم.
سربسته حیرت افزود آیا چهها کند باز
با اهل دانش ای فیض، گر حل شود رموزت
هوش مصنوعی: در وضعیت سردرگمی و شگفتی، آیا او میتواند دوباره با افراد با دانش صحبت کند؟ ای فیض، آیا رموز و رازهای تو دشوارتر خواهد شد؟