برگردان به زبان ساده
غم عشقت فزون شد چون کنم چون
شکیب از حد برون شد چون کنم چون
هوش مصنوعی: غم عشق تو بر دل من سنگینی میکند و نمیدانم چگونه با این درد کنار بیایم، چون صبرم از حد فراتر رفته است.
مرا بی جرمی از خود دور کردی
دلم زینغصه خون شد چون کنم چون
هوش مصنوعی: من را به خاطر بیگناهیام از خود دور کردی، دلام از این اندوه مانند خون شده است. حالا چه کنم؟
بکام اژدهای غم فتادم
نمیدانم که چون شد چون کنم چون
هوش مصنوعی: در دام غم بزرگ و سنگین گرفتار شدهام و نمیدانم چطور به این وضعیت برسم یا چه کاری باید انجام دهم.
دلی کان با وصالت داشت آرام
کنون در هجر خون شد چون کنم چون
هوش مصنوعی: دل کسی که با وجود تو آرام بود، حالا در فراق تو به خون نشسته است. نمیدانم چه کار باید بکنم.
ز عشقت ای پری دیوانه گشتم
سراپایم جنون شد چون کنم چون
هوش مصنوعی: از عشق تو، ای پری، دچار دیوانگی شدم، تمام وجودم پر از جنون شده و نمیدانم چه کار کنم.
بگرداب بلائی مبتلایم
که نتوان زان برون شد چون کنم چون
هوش مصنوعی: در دامی گرفتار شدم که نمیتوانم از آن رهایی یابم، حالا چه باید بکنم؟
بلای عشق و بی تابی و مستی
جنون من فنون شد چون کنم چون
هوش مصنوعی: عشق و بیتابی و حالتهای مستی و جنون من به گونهای شده که نمیدانم چگونه با این اوضاع کنار بیایم.
دلم در زلف بیآرام جا کرد
سکونم بیسکون شد چون کنم چون
هوش مصنوعی: دل من در زلف تو آرام گرفت و باعث شد که وجودم بیقرار و بینظم شود. حالا نمیدانم باید چه کنم.
نمیگنجد دگر در سینهٔ فیض
غمش از حد برون شد چون کنم چون
هوش مصنوعی: غم و اندوه فیض به قدری زیاد شده که دیگر در سینهام جا نمیگیرد. نمیدانم چگونه با این وضعیت کنار بیایم.