برگردان به زبان ساده
بیا ساقی بده آن آب گلگون
که دل تنگ آمد از اوضاع گردون
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، آن شراب خوشرنگی را بده که دل من از شرایط سخت و پیچیده دنیا ناراحت و بیتاب شده است.
خرد را از سرای سر بدر کن
بر افکن پرده از اسرار مکنون
هوش مصنوعی: عقل و فهم خود را از دنیای ظاهری فراتر ببر و رازهای پنهان را آشکار کن.
بگوش جان صلای عشق در ده
رسوم عاقلان را کن دگرگون
هوش مصنوعی: به گوش دل صدای عشق را بشنو و آداب خردمندان را تغییر بده.
بکنج درد و غم تا کی نشینم
شکیبائی شد از اندازه بیرون
هوش مصنوعی: تا کی باید در کنج درد و غم بمانم؟ صبر من دیگر تمام شده است.
ببا تا آه آتشناک از دل
روان سازیم سوی چرخ گردون
هوش مصنوعی: بیایید تا با دل پر از آتش و احساسات عمیق خود، اندوه و ناراحتی را به آسمان و دنیای بالاتر منتقل کنیم.
فلک را سقف بشکافیم شاید
رویم از تنگنای دهر بیرون
هوش مصنوعی: به آسمان طوری نفوذ کنیم که شاید بتوانیم از سختیهای زندگی رهایی یابیم.
دل و جانرا نثار دوست سازیم
که غیر دوست افسانه است و افسون
هوش مصنوعی: دل و جان را برای دوست فدای کنیم، زیرا غیر از دوست، همه چیز خیالی و دروغین است.
رقم کن بر دل و بر جانت ای فیض
برات سرخ روئی ز اشگ گلگون
هوش مصنوعی: ای فیض، بر دل و جانت نقشی بزن که نشاندهندهی سرخی عشق و محبت باشد، مانند اشکی که بر گل میافتد.