برگردان به زبان ساده
یک نظر مستانه کردی عاقبت
عقل را دیوانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: یک نگاه پر از شیطنت و شور به من انداختی و در نتیجه، عقل و منطقم را به هم ریختی و دیوانهام کردی.
با غم خود آشنا کردی مرا
از خودم بیگانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: من را با غم و اندوه خود آشنا کردی و در نهایت باعث شدی که از چهره واقعی خودم دور شوم و بیگانه گردم.
در دل من گنج خود کردی نهان
جای در ویرانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: در دل من، گنجی را پنهان کردی و در نهایت، باعث ویرانی من شدی.
سوختی در شمع رویت جان من
چارهٔ پروانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: چهرهٔ زیبای تو مانند شعلهای است که جان من را میسوزاند و در نهایت، پروانگی من را سرنوشتساز میکنی.
قطرهٔ اشک مرا کردی قبول
قطره را در دانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: اشک من را به عنوان یک احساس پذیرفتی و در نهایت این احساس کوچک را به چیزی بزرگتر تبدیل کردی.
کردی اندر کلّ موجودات سیر
جان من کاشانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: تو در میان تمام موجودات سیر و سفر کردی و در پایان جان من را به منزلت بخشیدی.
زلف را کردی پریشان خلق را
خان و مان ویرانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: زلفهای تو زندگی مردم را به هم ریخته و خانه و کاشانهشان را ویران کرده است.
مو بمو را جای دلها ساختی
مو بدلها شانه کردی عاقبت
هوش مصنوعی: تو به دقت دلها را همانند مو کنار هم چیدهای و به تدریج به رابطهها رسیدی، اما در نهایت به چه نتیجهای دست یافتهای؟
در دهان خلق افکندی مرا
فیض را افسانه کردی عاقبت
حدیث عشق مرا در دهان همه مردم انداختی و مرا رسوا ساختی ،ازاین روی حکایت عشق من مبدل به افسانه و شهره آفاق گردید