برگردان به زبان ساده
دلم گرفت ازین خاکدان پر وحشت
ره بهشت کدامست و منزل راحت
هوش مصنوعی: دل من از این دنیا و دنیای پر از رنج و سختی گرفته شده است. نمیدانم راه بهشت کجاست و جایی برای آرامش کجا قرار دارد.
بلاست صحبت بیگانه و دیار غریب
کجاست منزل مألوف و یار بی کلفت
هوش مصنوعی: سخن گفتن از شخصی غریبه و زندگی در سرزمین ناخدای واژه عجیبی است. کجا میتوان به جایی آشنا و یاری بدون واژههای بیگانه دست یافت؟
زسینه گشت جدا و نیافت محرم راز
نفس گره شده در کام ماند از غیرت
هوش مصنوعی: از دل جدا شد و کسی رازهایش را نفهمید، نفسش که به شدت درگیر شده بود، از حس غیرت در دندانهایش محبوس ماند.
اگر بعالم غیبم دریچهٔ بودی
زدودمی بنسیمی دمی ز دل کربت
هوش مصنوعی: اگر به دنیای غیب دری داشته باشم، لحظهای از دل کربت خود را با نسیمی پاک میکنم.
مگر سروش رحیلی بگوش جان آمد
دل گرفته گشاید زکربت غربت
هوش مصنوعی: وقتی صدای الهی به جان انسان برسد، دل غمگین و گرفته او از مشکلات و دوریها باز میشود و آرامش مییابد.
زوصل دوست نسیمی بیار باد صبا
که سخت شعله کشیده است آتش فرقت
هوش مصنوعی: از طرف دوست نسیمی بیاورید، باد صبحگاهی، چون آتش جدایی بسیار سوزان شده است.
بجز کتاب انیسی دلم نمیخواهد
زهی انیس و زهی خامشی زهی صحبت
هوش مصنوعی: جز کتاب هیچ چیز دیگری نمیتواند مونس دل من باشد. ای مونس عزیز، ای سکوت دلنشین، ای گفتگویی دلپذیر!
اگر اجل دهدم مهلت و خدا توفیق
من و خدا و کتابی و گوشهٔ خلوت
هوش مصنوعی: اگر فرصتی از عمرم به من داده شود و خداوند به من کمک کند، میتوانم به مطالعه کتابی بپردازم و در گوشهای از خلوت به تفکر و اندیشه بنشینم.
هزار شکر که کاری بخلق نیست مرا
خدا پسند بود فیض را زهی همت
هوش مصنوعی: هزاران بار سپاسگزارم که هیچ کاری از من برای مردم نیست. خداوند خواسته است که از نعمتها بهرهمند شوم، پس زندگیام را به خوبی و همت سپری میکنم.