برگردان به زبان ساده
بینم چو جمال یار مدهوش شوم
یادش چو کنم ز خود فراموش شوم
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی محبوبم را میبینم، مدهوش میشوم و زمانی که او را به یاد میآورم، انگار تمام وجودم را فراموش میکنم.
چون روی نماید همگی چشم شوم
چون در سخن آید همه تن گوش شوم
هوش مصنوعی: وقتی چهرهاش را میبینم، همه چشمهایم به او معطوف میشود و هنگامی که صحبت از او به میان میآید، تمام حواسم جمع میشود.
از دور آید برش سراسیمه دوم
نزدیک من آید همه آغوش شوم
هوش مصنوعی: وقتی او را از دور میبینم، دلشورهای به من دست میدهد، اما وقتی نزدیکتر میشود، تمام وجودم را برای هم آغوشی با او آماده میکنم.
آید بکنارم ز میان بر خیزم
گیرد ببرم چو تنگ از هوش شوم
هوش مصنوعی: به کنارم میآید و من از خواب برمیخیزم و او را میبرم؛ گویی که به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام.
لب بر لب من نهد شوم مست و خراب
گر بوسه دهد ز ذوق بیهوش شوم
هوش مصنوعی: وقتی که او لبش را بر لب من بگذارد، مست و سرمست میشوم. اگر لبخند محبتآمیزی بزند، بهطرزی عمیق بیهوش میشوم.
ساغر دهدم شوم ز سر تا پا لب
گوید چو بنوش جملگی نوش شوم
هوش مصنوعی: من جام را به دست میدهم تا از سر تا پا مسموم شوم، وقتی لب به آن بزنم تمام وجودم شیرین و شاداب خواهد شد.
آشفته کند زلف و گشاید گیسو
سر مست و خراب و واله از بوش شوم
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر حالتی از هیجان و شیدایی است که با حضور بوی خاصی ایجاد میشود. زلف و گیسو به هم ریخته و در هم پیچیده است، و فردی که تحت تأثیر این بوی خوش قرار گرفته، دچار سرخوشی و گیجی میشود. احساساتی مانند شیدایی و ناآرامی از این بوی معطر نشأت میگیرد.
خواهد دل و جان شوم سراپا دل و جان
خدمت خواهد همه تن و توش شوم
هوش مصنوعی: میخواهم تمام وجودم را در خدمت دل و جانم قرار دهم و همه وجودم را برای تو فدای میکنم.
بهر طوفش شوم سراپا گردان
یاری اگرش بود همه روش شوم
هوش مصنوعی: اگر او به طوفان بیفتد، من تمام وجودم را برای حمایت از او آماده میکنم، حتی اگر همه روشهایم را از دست بدهم.
گیسو چو کمند و زلف چون دام کند
صید زلف و اسیر گیسوش شوم
هوش مصنوعی: موهای او مانند کمند است و زلفهایش چون دام. من هم صید زلفهایش و اسیر گیسوانش میشوم.
گوید چو بیا شوم ز سر تا پا سر
غلطان غلطان چو گوی واسوش شوم
هوش مصنوعی: میگوید وقتی بیایم، تمام وجودم را تا سر و پا غرق در شادی و خوشحالی خواهم کرد، مانند یک گوی که در حال چرخیدن است.
گر تیغ کشد شوم سراسر گردن
تا کشته شوم خاک سر کوش شوم
هوش مصنوعی: اگر شمشیر به دست بگیرم و همه جا را تهدید کنم، تا کشته شوم و در خاک سر کوی محبوب قرار بگیرم.
تیر اندازد شوم سراپای هدف
وانگه قربان دست و بازوش شوم
هوش مصنوعی: کسی میخواهد به هدفی تیر بزند و برای دستی که این کار را انجام میدهد، خود را فدای او کند.
چوگان چو بدست گیرد و تازد رخش
در عرصه میدان شوم و گوش شوم
هوش مصنوعی: زمانی که چوگان به دست میگیرم و اسبم را در میدان میرانم، احساس میکنم که در وسط میدان قرار دارم و درگیر رقابت هستم.
در دیگ جفا و محنتم گر بپزد
از سر تا پای جملگی جوش شوم
هوش مصنوعی: اگر در دیگ رنج و سختی به جوش بیاید، من هم از سر تا پایم در آن غوطهور میشوم.
گر لعل شکر بار بگفتار آرد
چون فیض شکر کشم و خاموش شوم
هوش مصنوعی: اگر لعل شکر بار به زبان آورد، مانند فیض من هم شیرینی را میچشم و دیگر چیزی نمیگویم.