برگردان به زبان ساده
در چهرهٔ مهرویان انوار تو میبینم
در لعل گهر باران گفتار تو میبینم
هوش مصنوعی: من در چهرههای زیبا نور تو را مشاهده میکنم و در لبات، زیبایی و شیرینی کلامت را احساس میکنم.
در مسجد و میخانه جویای تو میباشم
در کعبه و بتخانه انوار تو میبینم
هوش مصنوعی: من در مسجد و میخانه به دنبال تو هستم و در کعبه و بتخانه نورها و نشانههای تو را مشاهده میکنم.
بتخانه روم گر من تا جلوهٔ بت بینم
چو نیک نظر گردم دیدار تو میبینم
هوش مصنوعی: اگر به معبد بتان روم بروم و به تماشای بتها بپردازم، وقتی با دقت نگاه کنم، در واقع چهرهٔ تو را میبینم.
هرکو ز تو پیدا شد هم در تو شود پنهان
پیدا و نهان گشتن هم کار تو میبینم
هوش مصنوعی: هر کسی که در وجود تو و از تو نمایان شود، در عمق وجود تو هم پنهان میشود. من میبینم که این کار، خاصیت توست.
از کوی تو میآیم هم سوی تو میآیم
در سیر و سلوک خود انوار تو میبینم
هوش مصنوعی: من از راهی که به سوی توست میآیم و در مسیر سفرم، نورهای زیبای تو را مشاهده میکنم.
هم کشته این عیدم هم زنده جاویدم
منصور صفت خود را بردار تو میبینم
هوش مصنوعی: این عید باعث شده که هم حس مرگ را تجربه کنم و هم حس زندگی ابدی را. ای منصور، خودت را تغییر بده، چون من تو را میبینم.
گاهی که مرا کاهی گه قیمتم افزائی
در سود و زیان خود را بازار تو میبینم
هوش مصنوعی: گاهی که در زندگی دچار سقوط و کاهشی میشوم، احساس میکنم که ارزشم پایینتر آمده و در نتایج خوب و بدی که تجربه میکنم، خود را در بازار زندگی مییابم.
هرکس شده در کاری سرگشته چو پرکاری
سرگشتگی جمله در کار تو میبینم
هوش مصنوعی: هر کسی که در کاری دچار سردرگمی شده، مانند پرندهای که در فضایش پرواز میکند، من تمام سرگشتگیها و درگیریهای او را در کار تو مشاهده میکنم.
هرجا که روم نالم چون بلبل شوریده
سرتاسر عالم را گلزار تو میبینم
هوش مصنوعی: هر جا که بروم، مانند بلبل عاشق، با دلآشفتگی ناله میزنم و در سراسر جهان، جز زیبایی و گلزار تو چیزی نمیبینم.
خون در جگر لاله از داغ تو میبینم
چشم خوش نرگس را بیمار تو میبینم
هوش مصنوعی: از درد و غم تو، حال لالهها را میبینم که از شدت اندوه خون میگریند و چشمهای نرگس که زیباست، اما در غم تو بیمار شدهاند.
پروانه بگرد شمع جویای جمال تو
بلبل بگلستانها هم زار تو میبینم
هوش مصنوعی: پروانه در اطراف شمع میچرخد تا زیبایی تو را ببیند و بلبل هم در باغها به دنبال تو احساس غم و بیتابی میکند.
از خود نه خبردارم نه عین و اثر دارم
در نطق و بیان فیض گفتار تو میبینم
هوش مصنوعی: من از وجود خودم آگاه نیستم و هیچ نشانهای از خودم ندارم. در صحبت و گفتار، تنها زیبایی و تاثیر کلام تو را میبینم.