برگردان به زبان ساده
میدمد هر دم خیالت روحی اندر قالبم
روز میگردد ز خورشید دلافروزت شبم
هوش مصنوعی: هواپیما هر لحظه خیال تو را در وجودم زنده میکند، روزها به خاطر نور دلانگیز تو میگذرد و شبها را تجربه میکنم.
میتپد دل شمع رویت را چو میبینم ز دور
چون شدی نزدیک چون پروانه در تاب و تبم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیبایی تو مانند شمعی میلرزد، وقتی از دور تو را میبینم. وقتی نزدیک میشوی، حال من همچون پروانهای است که در عشق تو به تلاطم و ذوق آمده است.
من که تاب دیدن رویت نمیآرم چسان
طاقت آن باشدم تا لب گذاری بر لبم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم تحمل دیدن چهرهات را داشته باشم، چگونه ممکن است که بتوانم طاقت این را داشته باشم که لبهایت بر لبهای من قرار بگیرد؟
چون خیالت دم بدم در اضطراب آرد مرا
پس وصالت تا چه خواهد کرد با روز و شبم
هوش مصنوعی: هر لحظه با خیال تو مرا دچار اضطراب میکند، پس ببین وصالت با روزها و شبهایم چه میکند.
جان و دل سوزد فراقت وصل دین غارت کند
ای فدایت جان و دل وصل تو دین و مذهبم
هوش مصنوعی: عشق و شوق تو بر جان و دل من میسوزد و دوریات مرا آزار میدهد. ای محبوب، وجود تو ارزشمندتر از هر دینی است و وجود تو برای من از همهچیز مهمتر است.
با تو بودن بیتو بودن هیچیک مقدور نیست
چارهٔ سازد مگر فریاد یارب یاربم
هوش مصنوعی: با تو بودن یا بدون تو بودن هر کدام ممکن نیست و هیچ راهی جز فریاد زدن به درگاه خدا وجود ندارد.
نیست پایانی رهت را راه خود مقصود نیست
ماندهام حیران ندانم چیست آخر مطلبم
هوش مصنوعی: در این مسیر پایان وجود ندارد و هدف خود را نمیشناسم. به همین خاطر در سردرگمی هستم و نمیدانم در نهایت مقصود من چیست.
فیض عشقست این شکایت ترک کن تسلیم شو
مهر ورزم جان کنم تا هست جان در قالبم
هوش مصنوعی: این عشق باعث شده که از شکایت دست بکشی و تسلیم شوی. باید عشق را بپذیری و جانم را در این دنیا تا زمانی که زندهام، در این قالب حفظ کنم.