برگردان به زبان ساده
تا به کی حسرت برم بر کشتگان زار عشق
هرچه باداباد گویان میروم بر دار عشق
هوش مصنوعی: تا کی باید به خاطر محبوبانی که در عشق آسیب دیدهاند افسوس بخورم؟ هرچه که میخواهد پیش بیاید، من با شجاعت به راه خود در عشق ادامه میدهم.
ز آشنایان جهان بیگانه گشتم در غمش
از جهان بیزار گردد هرکه باشد زار عشق
هوش مصنوعی: از آشنایان این دنیا احساس بیگانگی میکنم، چون در غم او انسان از همه چیز خسته میشود؛ هر کسی که به عشق زار باشد، از دنیا بیزار میگردد.
هر که با عشق آشنا شد خویش را بیگانه دید
عافیت را پشت پا زد هر که شد بیمار عشق
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق پی برد، احساس کرد که دیگر مثل قبل نیست و در این مسیر راحتی و آسایش خود را نادیده گرفت. هر کسی که به عشق مبتلا شد، حالتی از بیماری در خود دید.
پیش ازین هم گرچه بودم مستوار، خود بیخبر
مستی دیگر چشیدم تا شدم هشیار عشق
هوش مصنوعی: قبل از این هم حالتی سرمست و شاد داشتم، اما بیخبر از آن بودم که حالتی دیگر از عشق را تجربه کردهام که باعث شد به واقعیت و هشیاری عشق پی ببرم.
چند ترسانی مرا از رستخیز خواب مرگ
صد قیامت پیش دیدم تا شدم بیدار عشق
هوش مصنوعی: چند بار مرا از روز قیامت میترسانی؟ من پیش از این، خواب مرگ را دیدم و به همین خاطر بیدار شدم و آگاه شدم به عشق.
هر کتابی خوانده باشد جمله از یادش رود
هر که او خواند چو من یک حرف از طومار عشق
هوش مصنوعی: هر کسی هر کتابی را بخواند، تمام آن را از یاد خواهد برد، اما کسی که طعم عشق را چشیده باشد، حتی یک کلمه از آن یادش نمیرود.
ای که میپرسی که یارت کیست یار کیستی
یار من عشقست و من هم نیستم جز یار عشق
هوش مصنوعی: اگر تو میپرسی که دوست من کیست، باید بگویم دوست من عشق است و من نیز جز عشق چیز دیگری نیستم.
میفروشم صد هزاران دانهٔ تسبیح زهد
تا خرم از اهل دل یک رشته از زنار عشق
هوش مصنوعی: من برای خودنمایی و ریا، صدها هزار دانه تسبیح با ارزش زهد را میفروشم تا از دلهای عاشق و خالص، یک رشته از زنجیر عشق را به دست آورم.
کار من عشقست و بیکاریم عشق کار ساز
بهتر است از صد هزاران کاروان بیکار عشق
هوش مصنوعی: عشق، وظیفه و شغل اصلی من است و بیکاری من در مسیر عشق، از صدها کاروان بیفایده بهتر است.
الصلا یاران! کشید از هرچه جز عشقست دست
نیست کار و بار الا کار عشق و بار عشق
هوش مصنوعی: ای دوستان! هر چیزی غیر از عشق را کنار بگذارید، زیرا همهی کارها و فعالیتها فقط در راستای عشق است و تنها شغل و دغدغه ما عشق است.
بس به تنگ آمد مرا از هرچه جز عشقست دل
میفروشم خویش را یک «تَنگه» در بازار عشق
هوش مصنوعی: از همه چیز جز عشق خسته و دلزده شدهام. حالا آمادهام که خودم را در بازار عشق به فروش برسانم و به دنبال یک فرصت مناسب بگردم.
هر که پرسد فیض زار کیست میگویم بلند
زار عشقم زار عشقم زار عشقم زار عشق
هوش مصنوعی: هر کسی که بپرسد که نعمت و فیض کجاست، به او میگویم که این نعمت در عشق من نهفته است و عشق من بسیار عمیق و بزرگ است.