برگردان به زبان ساده
گوشهٔ چشمی بسوی دردمندان کن بناز
تا به بینی روی ناز خود بمرآت نیاز
هوش مصنوعی: با یک نگاه کوچک به درد دلهای دیگران، خود را زیبا نشان بده تا بتوانی زیباییهای خود را در آینهٔ نیاز ببینی.
آنکه از خود رفت از دیدار تو بازار رخت
باز میآید بخود چشمی کند گر باز باز
هوش مصنوعی: کسی که از خود دور میشود و تو را نمیبیند، وقتی به خود بازگردد، دوباره میتواند تو را ببیند.
ناز کن هرچند بتوانی که عاشق میکشد
عاشقان را مغتنم باشند ز اهل ناز ناز
هوش مصنوعی: به خود ناز کن هرچقدر که میتوانی، زیرا عاشقکشی کار عاشقان است. پس از ناز کردن تو، عاشقان باید بهرهمند شوند.
چون بخاطر بگذرانی اینکه راهی سر دهی
در زمان آن ناز را آیند جانها بیشواز
هوش مصنوعی: زمانی که به یاد میآوری و از آن عبور میکنی، در این لحظه که به آن فکر میکنی، زندگی و احساسات زیبایی به تو دست میدهد و جانها از زیباییهای آن لذت میبرند.
مست بیرون آی و از مستان عشقت جان طلب
نا کند جانها بسویت بهر سبقت تر کتاز
هوش مصنوعی: از می و مستی بیرون بیا و به عشق تو، جانها به سمت تو میشتابند تا برای جلب توجه تو تلاش کنند.
چشم مستت را بگو تا بنگرد از هر طرف
چون گذر آری بعمری بر اسیران نیاز
هوش مصنوعی: به چشم زیبای تو بگو که از هر سو بنگرد، زیرا زمانی که تو از کنار اسیران عشق عبور میکنی، زندگی آنها تحت تأثیر قرار میگیرد.
چون گذر آری بر اهل دل توقف کن دمی
تا شود چشم نظر بازان بر آن رخساره باز
هوش مصنوعی: وقتی که از کنار اهل دل میگذری، نگاهی بکن و لحظهای توقف کن تا چشمهای آنها بر روی چهرهی تو باز شود و زیباییات را ببینند.
بر درت خوار ایستاده از تو خواهم یکنظر
ای بصد تمکین نشسته بر سریر عزّ و ناز
هوش مصنوعی: کنار در تو با ذلت ایستادهام و فقط یک نگاه از تو میخواهم؛ در حالی که تو با کمال وقار بر تخت عزت و زیبایی نشستهای.
آنکه رویت دیده یکباره دگر بنماش روی
تا کند چشمی بروی دلگشایت باز باز
هوش مصنوعی: کسی که بار اول زیبایی تو را دیده، اکنون دوباره به تماشای تو بپردازد؛ تا شاید چشمانش باز هم برای دل شاد کنندهات گشوده شود.
چند باشم در امید و بیم وصل و هجر تو
دل مبر یا جان ببر ای دلنواز جان گداز
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که منتظر وصال تو هستم و از جدایی میترسم. عشق تو برایم بسیار ارزشمند است، پس ای دلنواز، عشق من را رها نکن یا اگر قرار بر جدایی است، جانم را بگیر.
در فراق خود مسوزانم بده کامم ز وصل
رحم کن بر زاریم جز تو ندارم چاره ساز
هوش مصنوعی: در دوری تو خود را آزار میدهم و آرزو دارم که از وصالت بهرهمند شوم. به حال زار و پریشانم رحم کن، چون جز تو کسی نیست که بتواند به من کمک کند.
روی آتشناک بنما تا بسوزد بیخ غم
در فراقت فیض را تا چند داری در گداز
هوش مصنوعی: بیا تا لذت را نشان دهی و از غم جدایی بسوزی، زیرا دیگر چه لذتی در سکوت و تحمل در این عذاب داری؟