برگردان به زبان ساده
میبرد دل را هوا دستم تو گیر
پای میلغزد ز جا دستم تو گیر
هوش مصنوعی: دل و احساسات من به شدت تحت تأثیر این وضعیت هستند و من در حال سقوط هستم. لطفاً مرا نگهدار تا از این حالت نامتعادل خارج شوم.
پای دل در دام دنیا بند شد
اوفتادم در بلا دستم تو گیر
هوش مصنوعی: دل من به دام دنیا گرفتار شده و در مشکلات افتادهام. ای کاش دستم را بگیری تا نجاتم دهی.
روز روشن در ره افتادم به چاه
کور گشتم از قضا دستم تو گیر
هوش مصنوعی: در روز روشن، در راهی که میرفتم، به چاه افتادم و ناگهان در تاریکی گم شدم و دستم به چیزی گیر کرد.
در ره عصیان بسر گشتم بسی
تا که افتادم ز پا دستم تو گیر
هوش مصنوعی: در مسیر نافرمانی مدت زیادی را گذراندم تا اینکه به جایی رسیدم که دیگر توان ایستادن نداشتم و به زمین افتادم و تو دست مرا گرفتی.
کار چون از دست شد آگه شدم
سر نهادم مر ترا دستم تو گیر
هوش مصنوعی: وقتی کار از کنترل من خارج شد، متوجه شدم و سرم را به دستان تو سپردم که مرا بگیری.
آمدم بر درگهت ای کان لطف
ناتوان گشتم بیا دستم تو گیر
هوش مصنوعی: به درگاه تو آمدم، ای منبع لطف و رحمت. حالا که ناتوان شدهام، لطفاً دست مرا بگیر.
بیکس و بیچاره و درماندهام
عاجز و بیدست و پا دستم تو گیر
هوش مصنوعی: من بیحالم و به شدت درماندهام، بدون کمک و حمایت، تو تنها دستگیر من هستی.
دست و پائی میزدم تا پای بود
چونکه پایم شد ز جا دستم تو گیر
هوش مصنوعی: من در حال تلاش بودم تا به جایی برسم و به جلو بروم، اما وقتی پایم به زمین محکم شد و توانستم پیوسته حرکت کنم، تو دستم را بگیر.
چون تو دل را سر بصحرا دادهٔ
هم تو خود راهش نما دستم تو گیر
هوش مصنوعی: وقتی دل را به صحرا سپردی، خودت راه آن را نشان بده و دستم را بگیر.
چنگ در لطفت زنم هر دم مباد
کردم از وصلت جدا دستم تو گیر
هوش مصنوعی: من هر لحظه به محبت تو دست میزنم و آرزو میکنم هرگز از وصال تو جدا نشوم؛ تو مرا در دستت بگیر.
فیض را بیگانگان افکندهاند
ای رحیم آشنا دستم تو گیر
هوش مصنوعی: خداوندا، رحمت و نعمتی که بر من نازل شده را کسانی غریبه و نا آشنا از من دور کردهاند. ای عزیز و مهربان، دست مرا بگیر و یاریام کن.
بر سر خاک رهت افتاده خار
یا معز الاولیا دستم تو گیر
هوش مصنوعی: بر سر خاک تو، خار یا علفی افتاده است. ای معز الاولیا، دستم را بگیر.