برگردان به زبان ساده
شود که از دهنت بوسهٔ ربوده شود
شود که از دل من عقدهٔ گشوده شود
هوش مصنوعی: میخواهم که از لبهایت بوسهای گرفته شود و از دل من نیز گرهی باز گردد.
شود که فاش شود سر آن دهان نهان
ز تنگنای عدم نکتهٔ شنوده شود
هوش مصنوعی: ممکن است که راز آن دهانی که پنهان است، آشکار شود و نکتهای که شنیده شده در فضای محدود عدم فاش گردد.
شود که دل ز وصالت بمدعا برسد
غبار حسرت ازین آینه زدوده شود
هوش مصنوعی: شاید دل من به آرزوی وصالت برسد و غبار حسرت از این آینه پاک شود.
شود که تیغ کشی و بدارمت گردن
توجه تو و عشق من آزموده شود
هوش مصنوعی: شاید روزی بیاید که با برنده کردن تیغ و قرار دادن آن بر گردن تو، عشق و احساسات من را بسنجی و آزمایش کنی.
شود که بر قدمت سر نهم بزاری زار
ترحمی که بدل داری آن نموده شود
هوش مصنوعی: من در انتظارم که بر قدمهای تو سر بگذارم و در حالی که زار و نالان هستم، از تو طلب رحمت کنم، زیرا تو همان کسی هستی که دلم را به خاطر تو دگرگون کردهای.
شود که بار دهی تا که سر نهم برهت
بخاک راهگذار تو جبهه سوده شود
هوش مصنوعی: شاید زمانی فرا برسد که تو بار سنگینی را به دوش بکشی تا بتوانی سر خود را به خاک بگذاری و در مسیر تو، زمین برای تو آماده و نرم شود.
شود که آتش عشقت بسوزد این تن من
برهگذار تو خاک سیاه توده شود
هوش مصنوعی: عشق تو چنان آتشی است که وجود من را به آتش میکشد و از من فقط یک توده خاک باقی میماند.
شود که دست امیدم بمدعا برسد
ز کار بسته من عقدها گشوده شود
هوش مصنوعی: امید دارم که دعای من به نتیجه برسد و مشکلاتی که در زندگیام دارم، حل و فصل شوند.
محال باشد ای فیض این که عاشق را
بدن به بستر راحت دمی غنوده شود
هوش مصنوعی: عاشق هرگز نمیتواند در آرامش و راحتی بخوابد؛ این امر امکانپذیر نیست که کسی که عاشق است، لحظهای بینگرانی و آسودگی را تجربه کند.