برگردان به زبان ساده
در کار دینم مرد مرد عقل این تقاضا میکند
وز شغل دنیا فرد فرد عقل این تقاضا میکند
هوش مصنوعی: در امور دینی، انسانهای با عقل و درک، خواستار معرفت و بصیرتاند، در حالی که در مسائل دنیوی، هر فرد به طور مستقل و جداگانه دنبال منافع خود و خواستههایش است.
تقویست زاد ره مرا علم است چشم و زهد پا
ره شاهراه مصطفی عقل این تقاضا میکند
هوش مصنوعی: تقوا مسیر سفر من است، دانش همچون چشمی و زهد پای من است. این راه، شاهراهی به سوی مصطفی (ص) است و عقل من این خواسته را دارد.
دنیا نمیخواهم مگر باشد تنم را ما حضر
تن مر کبستم در سفر عقل این تقاضا میکند
هوش مصنوعی: دنیا را نمیخواهم مگر اینکه تنم را در اختیار داشته باشم. من از عقل و درک خود در سفر زندگی این خواسته را دارم.
حرفی نخواهم زد جز آه اسرار میدارم نگاه
دارم ز کتمان صد پناه عقل این تقاضا میکند
هوش مصنوعی: من هیچ سخنی نخواهم گفت و فقط آه میکشم؛ رازهایی دارم که باید پنهان نگهدارم. عقل از من میخواهد که این خواسته را برآورده کنم.
صد گون مدارا میکنم تا در دلی جا میکنم
دشمن ز سر وا میکنم عقل این تقاضا میکند
هوش مصنوعی: من به انواع مختلف سازش و مدارا میپردازم تا بتوانم در دل کسی جای بگزینم و دشمنی را کنار بگذارم. عقل هم این خواسته را از من میخواهد.
احکام دین را چاکرم راه مبین را یاورم
بر خویشتن خود داورم عقل این تقاضا میکند
هوش مصنوعی: در جستجوی حقیقت دین هستم و راهنماییهای آن را محترم میشمرم. برای خودم قاضی و داور هستم و عقل من از من میخواهد که به این موضوع توجه کنم.
با اهل علمم گتفگوست و ز سرکارم جستجوست
با جاهلانم خلق و خوست عقل این تقاضا میکند
هوش مصنوعی: من با اهل علم صحبت میکنم و از آنها چیزهای جدید میآموزم، اما با افراد نادان فقط به گفتگوهای سطحی و رفتارهای شان میپردازم. عقل از من میخواهد که به دنبال علم و دانش باشم.
چون غایت هرره خداست هرره که میپویمرواست
لیکن من و این راه راست عقل این تقاضا میکند
هوش مصنوعی: هر مسیری که به خدا ختم شود درست است، اما عقل من به من میگوید که این راهی که انتخاب کردهام، مناسب نیست.
من بعد فیض و عاقلی ترک هوا و جاهلی
فرمانبری بیکاهلی عقل این تقاضا میکند
هوش مصنوعی: پس از بهرهمندی از علم و خرد، باید از خواستههای نفسانی و جهل خود دست بکشی و با دقت و هوشیاری از عقل خود پیروی کنی.