برگردان به زبان ساده
بادهای خواهم بدن مستی کند
چون بجام آید بدن مستی کند
هوش مصنوعی: من نوشیدنیای میخواهم که وقتی سر بکشم، بدنم را مست کند و این مستی را در وجودم احساس کنم.
چون رسد بر لب نرفته در دهن
مو بمویم جان و تن مستی کند
هوش مصنوعی: زمانی که او به لبهای من نزدیک میشود، انگار که در دلم شعلهای از مستی و عشق شعلهور میشود.
بادهای خواهم که جان بیخود کند
سهل باشد گر بدن مستی کند
هوش مصنوعی: میخواهم نوشیدنیای داشته باشم که روح مرا بیخود کند و اگر بدنی هم به مستی درآید، برایم آسان و بیاهمیت باشد.
بادهای خواهم که از بوی خوشش
عشق حق در جان من مستی کند
هوش مصنوعی: میخواهم نوشیدنی داشته باشم که عطر و بوی خوش آن، عشق حقیقی را در وجودم زنده کند و باعث شود که از شادی و سرمستی پر شوم.
از سرم بیرون کند ما و منی
ما و من بیما و من مستی کند
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این مفهوم است که عشق و عشق ورزی میتواند فرد را از خودخواهی و حس خود فردی رها کند. در واقع، با دیوانگی عشق، فرد به حالتی میرسد که دیگر به "من" و "ما" فکر نمیکند و به نوعی مستی و غرق شدن در عشق را تجربه میکند. این حالت به او کمک میکند تا از قید و بندهای فردی رها شود و به یک وحدت بالاتر دست یابد.
کفر و ایمان هر دو گردد مست از آن
هم یقین هم شک و ظن مستی کند
هوش مصنوعی: هم کافر و هم مؤمن از آن حقیقت مست میشوند؛ به طوری که هر دو درگیر یقین و شک و ظن میشوند و این حالت مستی را تجربه میکنند.
بادهای کان بیخ غم را بر کند
حزن در بیتالحزن مستی کند
هوش مصنوعی: نوشیدنی که ریشهی غم را از زمین برمیدارد و tristeza (حزن) را در مکان اندوه به مستی تبدیل میکند.
غلغل آن چون فتد در آسمان
هم زمین و هم زمن مستی کند
هوش مصنوعی: وقتی صدای غلغله به آسمان برسد، هم زمین و هم زمان غرق در شادی و سرور میشوند.
گر ملک نوشد فلک بیخود شود
عرش و کرسی بیبدن مستی کند
هوش مصنوعی: اگر سلطنت به اوج خود برسد، آسمان و زمین در شگفتی و حیرت غرق میشوند و بدون هیچگونه قید و بندی به حالتی سرمست در میآیند.
جرعهٔ بر خلق اگر قسمت کنند
پیر و برنا مرد و زن مستی کند
هوش مصنوعی: اگر به مردم جرعهای از شراب بدهند، چه پیر و چه جوان، مرد یا زن، همه تحت تأثیر آن مست میشوند.
زاهد و عابد اگر نوشند از آن
هر دو را سر و علن مستی کند
هوش مصنوعی: اگر زاهد و عابد هم از آن بنوشند، هر دو را به مستی و سرخوشی میکشاند.
در چمن گر نفخهٔ زان بگذرد
بلبل و گل در چمن مستی کند
هوش مصنوعی: اگر نسیمی از آن سمت بگذرد، بلبل و گل در چمن سرشار از شوق و شادی خواهند بود.
گر بدریا قطرهٔ افتد از آن
در صدف دُر عدن مستی کند
هوش مصنوعی: اگر دریا قطرهای از خود رها کند و آن قطره در صدفی جا بگیرد، مانند مروارید با شکوه و زیبایی از آن خارج میشود و سرشار از شادی میشود.
گر وزد بوئی از آن بر کوه قاف
جان عنقا در بدن مستی کند
هوش مصنوعی: اگر بویی از آن سرزمین بر کوه قاف بوزد، جان پرندهای افسانهای به نام عنقا در بدن مستی میافتد.
جرعهٔ زان می اگر روزی شود
فیض را بیما و من مستی کند
هوش مصنوعی: اگر روزی نوشیدنیای از آن لذت ببریم، بدون من و تو، به ما مستی میدهد و فیض را به ما عطا میکند.