برگردان به زبان ساده
به جانی لطف پنهان میفروشد
جهانی جان به یک جان میفروشد
هوش مصنوعی: نفسی که در عالم وجود دارد، در واقع یک نعمت ارزشمند است و هر کسی در مقابل عشق و محبت، آن را به دیگران هدیه میدهد. در این جهان، جان انسانها به خاطر محبت و علاقهای که به هم دارند، به همدیگر تقدیم میشود.
دهد بوسی عوض جانی ستاند
بخر والله ارزان میفروشد
هوش مصنوعی: اگر کسی با بوسهای جان شما را بگیرد، به طور حتم او جان خود را در ازای آن میفروشد و به نظر میرسد که این معامله خیلی کمهزینه است.
دلم هر دو جهان با صد جهان جان
به یک دم وصل جانان میفروشد
هوش مصنوعی: دل من تمام احساسات و دنیای خود را تنها در یک لحظه برای وصال معشوق میدهد.
نفهمیده است ذوق عشق و مستی
که هشیاری به مستان میفروشد
هوش مصنوعی: کسی که عشق و شادی را درک نکرده، نمیداند که کسانی که در حال مستی هستند، چقدر ارزش هشیاری را در زندگیشان از دست میدهند.
شراری گر بیابد ز آتش ما
جنان زاهد به نیران میفروشد
هوش مصنوعی: اگر جرقهای از آتش ما به وجود بیاید، آن زمان زاهدی که در دنیا زندگی میکند، به خاطر آن آتش، به راحتی ایمان و اعتقاداتش را میفروشد.
به یک مو زاهد از زلف دوتایش
دوصد خروار ایمان میفروشد
هوش مصنوعی: زاهد برای یک تار موی معشوقش، دوصد خروار ایمان خود را میفروشد. این به این معناست که او ارزش زیادی به زیبایی و جذابیت معشوقش میدهد و حاضر است برای آن، باورهای عمیق خود را فراموش کند.
چو آرد در حدیث آن لعل شیرین
شکرها از نمکدان میفروشد
هوش مصنوعی: زمانی که او درباره آن دندانهای زیبا و شیرین صحبت میکند، تلخیها را به شیرینی تبدیل میکند و برکتی را از دل تلخیها به ارمغان میآورد.
سبویی محتسب در پرده دارد
عبث خشکی به رندان میفروشد
هوش مصنوعی: سبویی که محتسب در اختیار دارد، به طور بیهوده خشکی را به رندان میدهد.
بده جان در رهش ای فیض کان یار
وصال خویش ارزان میفروشد
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عشق و وصال محبوب، جان خود را فدای این راه کن، چرا که کسی که به عشق میفروشد، آن را به راحتی و با قیمت پایین عرضه میکند.