برگردان به زبان ساده
جرعهام را جام و مینا تنک شد
مستیم را دار دنیا تنک شد
هوش مصنوعی: نوشیدنی من به جام و ظرفش کم شده، و حالا مستی ما در این دنیا کمتر شده است.
اشک و آهم را دگر جائی نماند
هفت گردون هفت دریا تنک شد
هوش مصنوعی: دیگر جایی برای اشک و آه من باقی نمانده و هفت آسمان و هفت دریا تنگ و تنگتر شدهاند.
تنک گردد سینه چون دل شد فراخ
از فراخی سینه را جا تنک شد
هوش مصنوعی: وقتی دل آدم آرام و راضی است، سینهاش احساس تنگی و فشار میکند. این نشان میدهد که گاهی اوقات رغم وسعت و آرامش درونی، ممکن است در بیرونی احساس تنهایی یا محدودیت کنیم.
چون قفس شد بر روان حسن و خیال
عالم پنهان و پیدا تنک شد
هوش مصنوعی: زمانی که حسن و اندیشهاش در قفس قرار گرفت، دنیای پنهان و آشکار برای او محدود و تنگ شد.
وقت شد کز آسمان هم بگذرم
منظرم را زیر و بالا تنک شد
هوش مصنوعی: زمانی فرارسیده که باید از آسمان عبور کنم، منظرهام زیر و بالا متزلزل و ناپایدار شده است.
پشت بر این توده باید کرد و رفت
گردشم بر روی صحرا تنک شد
هوش مصنوعی: باید از این جمعیت دور شد و به سفر ادامه داد، زیرا گردشم در بیابان کمحجم و کمجمعیت شده است.
جان درین عالم نمیگنجد دگر
میروم آنجا که اینجا تنک شد
هوش مصنوعی: در این دنیا جایی برای روح من باقی نمانده، به زودی میروم به جایی که اینجا تنگ و محدود شده است.
ساغرم سرشار شد از فیض حق
آب شد بسیار دریا تنک شد
هوش مصنوعی: میگوید که جام من از نعمتهای الهی پر شد و به قدری لبریز گردید که دیگر جا ندارد و دریا نیز به همان اندازه از این نعمتها کاهش یافت.
یافتم چون ره بعشرتگاه قدس
بر دلم عقبا و دنیا تنک شد
هوش مصنوعی: من به جایی رسیدم که دلام به سمت خوشیهای معنوی و آرامش در جوار خدا کشیده شد و زندگی مادی و دنیوی برایم بیاهمیت و محدود شد.
سینه بیش از کوه دارد تاب فیض
نور حق را طور سینا تنک شد
هوش مصنوعی: دل انسان ظرفیت و قدرتی بیشتر از کوه دارد تا نور حق را در خود جذب کند، همانطور که کوه طور در برابر نور تجلی حق تنگ و ضعیف شد.
عمر شد در آرزوی دل تبه
روزگارم در تمنا تنک شد
هوش مصنوعی: زندگی من در آرزوهای دل از بین رفت و روزگارم در خواستههایم بسیار تنگ و دشوار شد.