برگردان به زبان ساده
شدیم بار کش ره زن هوا بعبث
وفا بعهد نکردیم با خدا بعبث
هوش مصنوعی: ما به خاطر هوای نفس خود، بار مسئولیت را به دوش کشیدیم، در حالی که در پیمان خود با خدا عمل نکردیم و این همه تلاش بیفایده بود.
براه حق نزدیم از سر وفا قدمی
بجد وجهد شدیم از پی هوا به عبث
هوش مصنوعی: ما به خاطر وفاداری و راستگویی، قدمهایی در مسیر حقیقت برنداشتیم، بلکه با تلاش و کوشش، به دنبال خواستههای بیهوده خود رفتیم.
عنان خود بکف آرزوی دل دادیم
تمام صرف هوس گشت عمر ما بعبث
هوش مصنوعی: ما کنترل خواستههای خود را در دست گرفته و آرزوهای دل را به دست آوردهایم، اما عمر ما به طور تمام به هوسها گذشت و بیهوده بود.
زبهر دنیی کانرا اساس پر نقشی است
بسی بدوش کشیدیم بارها به عبث
هوش مصنوعی: به خاطر دنیایی که پایه و اساسش پر از نقش و نگار است، بارها و بارها زحمتهای بیفایدهای را بر دوش کشیدیم.
گذاشتیم زکف زاد آخرت را خام
بسوختیم به بیکار خویش را به عبث
هوش مصنوعی: ما از کارهای آخرت خود صرفنظر کردیم و آن را بی値 و بیحاصل فدای بیکاریهای خود کردیم.
فتادی از پی لذات بی بقا شب و روز
تمام عمر تو ای فیض شد هبا بعبث
هوش مصنوعی: تو در پی لذتهای زودگذر و بیدوام افتادهای، در حالی که شب و روز از عمرت میگذرد. ای فیض، این همه زحمت و تلاش تو بیفایده و بیثمر است.
گمان ندارم ازین بحر بیکران برهیم
چو میزنیم در این موج دست و پا بعبث
هوش مصنوعی: به نظر نمیرسد که بتوانیم از این دریای بیپایان خارج شویم، چون هر تلاشی که برای مقابله با این امواج داریم، بیفایده است.