برگردان به زبان ساده
بالا بلایی قامت قیامت
شمشاد را کو این قد و قامت
هوش مصنوعی: قد بلند و زیبای تو، به مانند ساقههای شمشاد است که در روز قیامت به اوج میرسد.
در شام زلفت خورشید تابان
پنهان در آن شب روز قیامت
هوش مصنوعی: در شب تاریک، زلفهای تو باعث شدهاند که نور خورشید ناپدید شود، به گونهای که گویی در روز قیامت، همه چیز به هم ریخته و تاریکی حاکم شده است.
چوگان شد آن زلف بر خال یعنی
بردی ز خوبان گوی کرامت
هوش مصنوعی: زلفی که بر صورت زیبایی افتاده، مانند یک توپ چوگان است که از دست خوبان خارج شده و به نشانهای از کرامت و بزرگواری تبدیل شده است.
زان غمزه گویم با چشم و ابرو
سحری سراپا چشمی تمامت
هوش مصنوعی: از نشانههای طعنهآمیز تو با چشمان و ابروهایت، جادویی در کل وجود من ایجاد شده است که تمام وجودم را به تماشا دعوت میکند.
آن دل که باشد در شام زلفت
دیگر نخواهد صبح قیامت
هوش مصنوعی: دلهایی که اسیر زیبایی و شگفتیهای تو هستند، دیگر هیچ گاه به عشق و امید دوباره نخواهند برخاست.
شیرینلبانی شکردهانی
آرام جانی ای جان غلامت
هوش مصنوعی: ای جان من، تو که لبهای شیرینی داری و گوشت برانگیزانی، آرامشی در دل من به وجود میآوری. من اسیر عشق تو هستم.
آیی بر من روح روانی
برخیزی از جا شور قیامت
هوش مصنوعی: ای روح زندگی، از جایت برخیز و مثل قیامت، دل مرا به شور و هیجان بیاور.
در جلوه آمد ای فیض آن یار
بگذر ز مسجد بگذار امامت
هوش مصنوعی: ای فیض، تو که جلوهگر شدهای، از مسجد بگذر و امامت را رها کن!
بگذر ز محراب بنمود ابرو
بگذارد آن را افراخت قامت
هوش مصنوعی: از کنار محراب که عبور کردی، ابرویت را نشان داد و آن را با قامت زیبایت به آرامی بالا بردی.