برگردان به زبان ساده
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
هنگامی که ضحاک پادشاه جهان شد، روزگار پادشاهی او هزار سال طول کشید.
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد بر این روزگار دراز
در این مدت زمانه به کام او بود و این دوران طولانی شد.
نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان
هوش مصنوعی: کردار عاقلانه و نیکوپیشگان پوشیده شد و خواستههای دیوانگان و نادانها گسترش یافت.
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
هنر و صنعتگری خوار شد و جادوگری ارزش پیدا کرد. راستی و درستی کم و ناپیدا شد و همهجا پر از آسیب و ناراستی شد.
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز
دست شیاطین و دیوها برای بدی کردن باز شد. از خوبی و درستی جز در خلوت سخن گفته نمیشد.
دو پاکیزه از خانهٔ جمّشید
برون آوریدند لرزان چو بید
دو دختر پاک را لرزان و ترسان از خانهٔ جمشید بیرون کشیدند.
که جمشید را هر دو دختر بدند
سر بانوان را چو افسر بدند
آنها دختران جمشید بودند که مانند تاج بر سر بانوان میدرخشیدند.
ز پوشیدهرویان یکی شهرناز
دگر پاکدامن به نام ارنواز
یکی از آنها شهرناز و دیگری ارنواز نام داشت.
به ایوان ضحاک بردندشان
بر آن اژدهافش سپردندشان
آنها را به کاخ ضحاک بردند و به او سپردند.
بپروردشان از ره جادویی
بیاموختشان کژی و بدخویی
ضحاک آنها را به شیوهٔ جادوگری پرورش داد و به آنها کجرفتاری و بدخویی یاد داد.
ندانست جز کژی آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن
ضحاک جز آموزش کجرفتاری و کشتن و سوزاندن و غارت چیزی بلد نبود.