داستان سیاوش
فردوسی
»
شاهنامه
»
داستان سیاوش
بخش ۱ : کنون ای سخنگوی بیدارمغز
بخش ۲ : چنین گفت موبد که یکروز طوس
بخش ۳ : بسی برنیامد برین روزگار
بخش ۴ : بدین داستان نیز شب برگذشت
بخش ۵ : به مهر اندرون بود شاه جهان
بخش ۶ : چو یک پاس بگذشت از تیره شب
بخش ۷ : بیاورد گرسیوز آن خواسته
بخش ۸ : هیونی بیاراست کاووس شاه
بخش ۹ : چو خورشید تابنده بنمود پشت
بخش ۱۰ : نگه کرد گرسیوز نامدار
بخش ۱۱ : دبیر پژوهنده را پیش خواند
بخش ۱۲ : چو از سروبن دور گشت آفتاب
بخش ۱۳ : شبی قیرگون، ماه پنهانشده
بخش ۱۴ : چو آگاهی آمد به کاووس شاه
بخش ۱۵ : چو لشکر بیامد ز دشت نبرد
بخش ۱۶ : چو خورشید برزد سر از کوهسار
بخش ۱۷ : چنان دید گودرز یک شب به خواب
بخش ۱۸ : بسا رنجها کز جهان دیدهاند
بخش ۱۹ : سواران گزین کرد پیران هزار
بخش ۲۰ : چو از لشگر آگه شد افراسیاب
بخش ۲۱ : چو با گیو کیخسرو آمد به زم
بخش ۲۲ : چو آگاهی آمد به آزادگان