برگردان به زبان ساده
سر هفته را زال و رستم به هم
رسیدند بیکام دل پر ز غم
هوش مصنوعی: در آغاز هفته، زال و رستم به یکدیگر رسیدند، ولی دلشان پر از غم و ناراحتی بود و هیچ کدام به آنچه میخواستند، دست نیافتند.
چو ایرانیان آگهی یافتند
همه داغ دل پیش بشتافتند
هوش مصنوعی: وقتی ایرانیان از موضوعی مطلع شدند، همه با دلهایی پر از غم به سمت او رفتند.
چو رستم پدید آمد و زال زر
همان موبدان فراوان هنر
هوش مصنوعی: وقتی رستم ظاهر شد و زال زر، همانطور که موبدان و هنرمندان بسیاری در آنجا بودند.
هر آن کس که بود از نژاد زرسب
پذیره شدن را بیاراست اسب
هوش مصنوعی: هر کسی که از خاندانی با افتخار و مقام باشد، باید آمادگی پذیرش و افتخار را داشته باشد.
همان طوس با کاویانی درفش
همه نامداران زرینه کفش
هوش مصنوعی: طوس و درفش کاویانی، هر دو نماد و یادآور شخصیتها و قومیتهای بزرگ و برجستهای هستند که در تاریخ قابل احترام و شناخته شدهاند. نامداران و شخصیتهای برجستهای که در گذشته قدرت و شجاعت خود را با دلاوریها و نشانههای خاص خود نشان دادهاند. این عبارت به نوعی به اتحاد و ارج نهادن به این نامداران تاریخی اشاره دارد.
چو گودرز پیش تهمتن رسید
سرشکش ز مژگان به رخ برچکید
هوش مصنوعی: وقتی گودرز به تهمتن (رستم) رسید، اشکهایش از چشمانش به روی صورتش ریخت.
سپاهی همی رفت رخساره زرد
ز خسرو همه دل پر از داغ و درد
هوش مصنوعی: یک سرباز با چهرهای پریده رنگ در حال حرکت است، و دلش پر از اندوه و درد به خاطر آقایش است.
بگفتند با زال و رستم که شاه
به گفتار ابلیس گم کرد راه
هوش مصنوعی: گفتند که زال و رستم به شاه گفتند که او به دلیل سخنان ابلیس، راه را گم کرده است.
همه بارگاهش سیاهست و بس
شب و روز او را ندیدست کس
هوش مصنوعی: تمامی مکان و عرصه او تاریک است و هیچکس نه در شب و نه در روز او را ندیده است.
از این هفته تا آن در بارگاه
گشایند و پوییم و یابیم راه
هوش مصنوعی: از این به بعد تا زمانی که دربار باز شود، ما حرکت میکنیم و راه خود را پیدا میکنیم.
جز آنست کیخسرو ای پهلوان
که دیدی تو شاداب و روشنروان
هوش مصنوعی: تنها چیزی که از کیخسرو، ای پهلوان، به یاد داری این است که او را شاداب و با روحی روشن دیدی.
شده کوژ بالای سرو سهی
گرفته گل سرخ رنگ بهی
هوش مصنوعی: درخت سرو با قامت بلند و خمیدهاش، گلهای سرخی را بر سر دارد که رنگی زیبا و جذاب دارند.
ندانم چه چشم بد آمد بر اوی
چرا پژمرید آن چو گلبرگ روی
هوش مصنوعی: نمیدانم چه چشم نحوستی به او افتاده است که مانند گلبرگ، زیباییاش پژمرده شده است.
مگر تیره شد بخت ایرانیان
وگر شاه را ز اختر آمد زیان
هوش مصنوعی: تا کی بخت ایرانیها بد خواهد بود و آیا نیکبختی برای شاهشان از ستارهها بزرگ نمیرسد؟
بدیشان چنین گفت زال دلیر
که باشد که شاه آمد از گاه سیر
هوش مصنوعی: زال دلیر به آنها گفت که آیا کسی هست که از طرف شاه بیاید؟
درستی و هم دردمندی بود
گهی خوشی و گه نژندی بود
هوش مصنوعی: درستکاری و همدردی همیشه بوده است، گاهی خوشی و گاهی ناراحتی هم وجود دارد.
شما دل مدارید چندین به غم
که از غم شود جان خرم دژم
هوش مصنوعی: به خودتان اجازه ندهید که در غم و اندوه غرق شوید، زیرا این اندوه تنها باعث میشود که روح شما در کمال شادی و آرامش آسیب ببیند.
بکوشیم و بسیار پندش دهیم
به پند اختر سودمندش دهیم
هوش مصنوعی: بیایید تلاش کنیم و او را بارها نصیحت کنیم تا از راهنماییهای مفید بهرهمند شود.
وز آن پس هر آن کس که آمد به راه
برفتند پویان سوی بارگاه
هوش مصنوعی: بعد از آن، هر کسی که به این راه قدم گذاشت، به سمت بارگاه رفت و در حال حرکت بود.
هم آنگه ز در پرده برداشتند
بر اندازهشان شاد بگذاشتند
هوش مصنوعی: در آن لحظه پرده را کنار زدند و به اندازهای که شاد بودند، در آنجا را ترک کردند.
چو دستان و چون رستم پیلتن
چو طوس و چو گودرز و آن انجمن
هوش مصنوعی: مانند دستان و رستم پهلوان، مانند طوس و گودرز و آن گروه.
چو گرگین و چون بیژن و گستهم
هر آن کس که رفتند گردان به هم
هوش مصنوعی: همانند گرگ و بیژن و گستهم، هر کسی که به دور هم جمع شدهاند.
شهنشاه چون روی ایشان بدید
به پرده در آوای رستم شنید
هوش مصنوعی: هنگامی که پادشاه چهره آنها را دید، در پس پرده صدای رستم را شنید.
پراندیشه از تخت بر پای خاست
چنان پشت خمیده را کرد راست
هوش مصنوعی: فردی با افکار و اندیشههای زیاد از تخت خواب برخاست و به طوری که قامت خمیدهاش را راست کرد.
ز دانندگان هرکه بد زابلی
ز قنوج وز دنبر و کابلی
هوش مصنوعی: هر کسی که از دانایان باشد و به زابل و قنوج و دنبر و کابل تعلق داشته باشد، شایسته توجه و ارادت است.
یکایک بپرسید و بنواختشان
به رسم مهی پایگه ساختشان
هوش مصنوعی: هر یک را به دقت پرسید و با محبت با آنها رفتار کرد و به عنوان یک سنت نیک، برایشان جایگاهی ویژه فراهم کرد.
همان نیز ز ایرانیان هرکه بود
به اندازهشان پایگه برفزود
هوش مصنوعی: هر کسی از ایرانیان به اندازهٔ خود، در جایگاهش برف و بلندیهایی را افزوده است.
بر او آفرین کرد بسیار زال
که شادان بدی تا بود ماه و سال
هوش مصنوعی: زال بسیار به او ستایش کرد، زیرا او تا زمانی که ماه و سال میگذشت، شاد و خوشحال بود.
ز گاه منوچهر تا کیقباد
از آن نامداران که داریم یاد
هوش مصنوعی: از زمان منوچهر تا کیقباد، ما به یاد نام آوران و بزرگانی که داریم، اشاره میکنیم.
همان زو طهماسب و کاووس کی
بزرگان و شاهان فرخندهپی
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به دو شخصیت تاریخی، طهماسب و کاووس، که هر دو از بزرگان و پادشاهان با فضیلت و خوشنامی هستند. آنها به عنوان نمادهایی از رهبری و شایستگی در تاریخ شناخته میشوند.
سیاوش مرا خود چو فرزند بود
که با فر و با برز و اورند بود
هوش مصنوعی: سیاوش برای من مانند فرزندی بود که از جهات مختلف مانند توانمندی و ویژگیهای ارزشی برخوردار بود.
ندیدم کسی را بدین بخردی
بدین برز و این فره ایزدی
هوش مصنوعی: هیچ کس را ندیدم که به اندازه تو دانا و با وقار باشد و این حالتی که تو داری نشانهای از فضیلت الهی است.
به پیروزی و مردی و مهر و رای
که شاهیت بادا همیشه به جای
هوش مصنوعی: به موفقیت، شجاعت و محبت و اندیشه، امیدوارم که همیشه در مقام و جایگاه خود بمانی.
چه مهتر که پای ترا خاک نیست
چه زهر آنکه نام تو تریاک نیست
هوش مصنوعی: چه اهمیت دارد که پای تو به خاک نیفتاده است، و چه ناراحتکننده است اگر نام تو همچون تریاک اثر نداشته باشد.
یکی ناسزا آگهی یافتم
بدان آگهی تیز بشتافتم
هوش مصنوعی: من از یک ناسزا مطلع شدم و به خاطر آن به سرعت واکنش نشان دادم.
ستارهشناسان و کنداوران
ز هر کشوری آنکه دیدم سران
هوش مصنوعی: از هر کشوری که ستارهشناسان و دانشمندان را دیدهام، آن کسی که به نظر میرسد در بالاترین مقام و جایگاه قرار دارد، فردی است که برجستهترین توانمندیها را از آن خود کرده است.
ز قنوج وز دنور و مرغ و مای
برفتند با زیج هندی ز جای
هوش مصنوعی: از قنوج و دنور و همچنین مرغ و مای به همراه زیج هندی از مکان خود رفتند.
بدان تا بجویند راز سپهر
کز ایران چرا پاک ببرید مهر
هوش مصنوعی: بدان که باید بگردی و دنبال راز آسمان بگردی که چرا از ایران مهر و محبت را دور کرده است.
از ایران کس آمد که پیروز شاه
بفرمود تا پردهٔ بارگاه
هوش مصنوعی: از ایران کسی نیامد که پیروز شاه دستور دهد تا پردهٔ بارگاه را کنار بزنند.
نه بردارد از پیش سالار بار
بپوشد ز ما چهرهٔ شهریار
هوش مصنوعی: کسی که از پیش سَرور چیزی برنمیدارد، چهرهٔ پادشاه را از ما میپوشاند.
من از درد ایرانیان چون عقاب
همی تاختم همچو کشتی بر آب
هوش مصنوعی: من از درد و رنج مردم ایران همچون عقابی پرواز میکنم و به سرعت پیش میروم، مانند کشتیای که بر روی آب حرکت میکند.
بدان تا بپرسم ز شاه جهان
ز چیزی که دارد همی در نهان
هوش مصنوعی: میخواهم از پادشاه جهان بپرسم درباره چیزی که در دل پنهان دارد.
به سه چیز هر کار نیکو شود
همان تخت شاهی بیآهو شود
هوش مصنوعی: با سه چیز میتوان هر کار خوبی را انجام داد: همانند آنکه تخت سلطنت بدون هیچ مانعی فراهم میشود.
به گنج و به رنج و به مردان مرد
به جز این نشاید همی کار کرد
هوش مصنوعی: افراد بزرگ و شایسته باید برای رسیدن به ارزشها و اهداف خود، به تلاش و زحمت بپردازند و فقط از طریق تلاش میتوانند به نتایج دلخواه دست یابند.
چهارم به یزدان ستایش کنیم
شب و روز او را نیایش کنیم
هوش مصنوعی: در هر شب و روز، خداوند را ستایش و دعا میکنیم.
که اویست فریادرس بنده را
هم او بازدارد گراینده را
هوش مصنوعی: او کسی است که به بندگانش کمک میکند و در عین حال میتواند کسانی را که به سمت بدی میروند، دور کند و از خطا بازدارد.
به درویش بخشیم بسیار چیز
اگرچند چیز ارجمند است نیز
هوش مصنوعی: اگرچه چیزهای ارزشمندی داریم، اما میتوانیم به درویشها چیزهای زیادی ببخشیم.
بدان تا روان تو روشن کند
خرد پیش مغز تو جوشن کند
هوش مصنوعی: بدان که خرد و عقل تو میتواند روح تو را روشن کند و مانند زرهی برای حفاظت از مغز و فکر تو عمل کند.