برگردان به زبان ساده
شب تیره شبدیز لهراسپی
بیاورد با زین گشتاسپی
هوش مصنوعی: در یک شب تاریک، شبدیز (اسب معروف) به همراه زین (تجهییزات اسب) گشتاسپی را به همراه میآورد.
بپوشید زربفت رومی قبای
ز تاج اندر آویخت پر همای
هوش مصنوعی: لباسی از پارچه نفیس رومی بپوشید که از تاجی آویزان است و با پر عقابی تزئین شده است.
ز دینار وز گوهر شاهوار
بیاورد چندان کش آمد به کار
هوش مصنوعی: او به اندازهای از طلا و جواهرات باارزش آورد که برایش کافی شد و به کارش آمد.
از ایران سوی روم بنهاد روی
به دل گاه جوی و روان راه جوی
هوش مصنوعی: از ایران به سوی روم حرکت کرد و در دلش آرزو و اشتیاقی برای جویبارها داشت و راهی را در ذهن میگذرانید.
پدر چون ز گشتاسپ آگاه شد
بپیچید و شادیش کوتاه شد
هوش مصنوعی: پدر وقتی از ماجرا و خبر گشتاسپ باخبر شد، دچار نگرانی شد و شادیاش به سرعت فروکش کرد.
زریر و همه بخردان را بخواند
ز گشتاسپ چندی سخنها براند
هوش مصنوعی: زریر و همه حکیمان را فراخواند و از گشتاسپ چندین داستان و روایت بیان کرد.
بدیشان چنین گفت کاین شیر مرد
سر تاجدار اندر آرد به گرد
هوش مصنوعی: او به آنها گفت که این مرد دلاور با تاجی بر سر، در این گرداب بیاید و در این میدان حضور پیدا کند.
چه بینید و این را چه درمان کنید
نشاید که این بر دل آسان کنید
هوش مصنوعی: چه ببینید و چگونه میتوانید آن را درمان کنید، اما نباید این موضوع را برای دل خود آسان بگیرید.
چنین گفت موبد که این نیک بخت
گرامی به مردان بود تاج و تخت
هوش مصنوعی: موبد به این شکل صحبت کرد که این فرد خوشبخت و محترم برای مردان، نشانهای از مقام و اعتبار است.
چو گشتاسپ فرزند کس را نبود
نه هرگز کس از نامداران شنود
هوش مصنوعی: وقتی گشتاسپ به دنیا آمد، هیچکس فرزندی نداشت و هیچکس نام مردان بزرگ را نشنیده بود.
ز هر سو بباید فرستاد کس
دلاور بزرگان فریادرس
هوش مصنوعی: از هر طرف باید مردان دلیر و بزرگ را برای یاری و کمک فراخواند.
گر او بازگردد تو زفتی مکن
هنرجوی و با آز جفتی مکن
هوش مصنوعی: اگر او برگردد، تو به او گریه و زاری نکن و با حس دلتنگی هم رفتار نکن.
که تاج کیان چون تو بیند بسی
نماند همی مهر او بر کسی
هوش مصنوعی: وقتی تاج و تخت کیانی مانند تو را ببیند، دیگر مهر و محبتش به کسی باقی نخواهد ماند.
به گشتاسپ ده زین جهان کشوری
بنه بر سرش نامدار افسری
هوش مصنوعی: به گشتاسپ، از این دنیا کشوری ببخش که بر فراز آن، نام و سرنوشتی شایسته و مشهور برای او رقم بخورد.
جز از پهلوان رستم نامدار
به گیتی نبینیم چون او سوار
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ سواری مثل رستم، پهلوان معروف و شناخته شده، وجود ندارد.
به بالا و دیدار و فرهنگ و هوش
چنو نامور نیز نشنید گوش
هوش مصنوعی: وقتی به چیزهای بزرگ و زیبا نگاه میکنیم، دیگر نامها و آوازهها برایمان شنیدنی نیستند.
فرستاد لهراسپ چندی مهان
به جستن گرفتند گرد جهان
هوش مصنوعی: لهراسپ عدهای مهمان را به جستجوی دور و بر جهان فرستاد.
برفتند و نومید بازآمدند
که با اختر دیرساز آمدند
هوش مصنوعی: آنها رفتند و با ناامیدی برگشتند، چون با ستارهای که دیر به وجود آمده بود، بازگشتند.
نکوهش از آن بهر لهراسپ بود
غم و رنج تن بهر گشتاسپ بود
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که انتقاد و سرزنش به دلیل ناراحتی و مشکلات از آنِ لهراسپ بوده، اما غم و درد جسمی به خاطر گشتاسپ بوده است. به عبارتی، یکی از شخصیتها به خاطر دلتنگی و ناامیدی، و دیگری به خاطر رنج و مصیبتهای جسمانی سخن میگوید.