برگردان به زبان ساده
چو خورشید تیغ از میان برکشید
شب تیره گشت از جهان ناپدید
هوش مصنوعی: هنگامی که خورشید از افق برمی خیزد و نوری درخشان را منتشر میکند، تاریکی شب ناپدید میشود و جهان روشن میگردد.
تبیره برآمد ز درگاه شاه
به سر برنهادند گردان کلاه
هوش مصنوعی: درباره یک مقام یا شخصیت مهمی صحبت میشود که از دربار شاه بیرون آمده است و افراد اطرافش با احترام کلاه را بر سر میگذارند. این حرکت نشاندهندهی ارادت و احترام به آن شخصیت است.
چو طوس و چو گودرز و گیو دلیر
چو گرگین و گستهم و بهرام شیر
هوش مصنوعی: شخصیتهایی مانند طوس، گودرز، گیو، گرگین، گستهم و بهرام، همگی از قهرمانان شجاع و دلیر در تاریخ و افسانهها هستند. این افراد نمایانگر قهرمانی و شجاعت در مبارزات و تلاش برای فخر و افتخار هستند.
گرانمایگان نزد شاه آمدند
بران نامور بارگاه آمدند
هوش مصنوعی: افراد برجسته و با ارزش نزد پادشاه آمدند و بر آن درگاه مشهور و با عظمت حضور یافتند.
به نخچیر شد شهریار جهان
ابا رستم نامور پهلوان
هوش مصنوعی: شاه جهان به شکار رفت به همراه رستم، پهلوان معروف.
ز لشکر برفتند آزادگان
چو گیو و چو گودرز کشوادگان
هوش مصنوعی: آزادگان مانند گیو و گودرز از سپاه جدا شدند.
سپاهی که شد تیره خورشید و ماه
همی رفت با یوز و با باز شاه
هوش مصنوعی: سربازانی که سایهی خورشید و ماه را تحت پوشش قرار داده بودند، با یوز و شاهین در حال حرکت بودند.
همه بوم ایران سراسر بگشت
به آباد و ویرانی اندر گذشت
هوش مصنوعی: تمام سرزمین ایران به حالتی آباد و خراب در گذشته است.
هران بوم و برکان نه آباد بود
تبه بود و ویران ز بیداد بود
هوش مصنوعی: هر سرزمین و منطقهای که آباد نباشد، در حقیقت خراب و ویران است و این ویرانی به دلیل ظلم و بیعدالتی است.
درم داد و آباد کردش ز گنج
ز داد و ز بخشش نیامدش رنج
هوش مصنوعی: او ثروتی به من داد و از آن ثروت بهرهمند شدم، به خاطر داد و بخشش او، هیچ درد و رنجی متوجهام نشد.
به هر شهر بنشست و بنهاد تخت
چنانچون بود خسرو نیک بخت
هوش مصنوعی: به هر شهری که رفت و تخت خود را برپا کرد، مانند آنچه که بود، خسرو خوش fortuna در آنجا نشست.
همه بدره و جام و می خواستی
به دینار گیتی بیاراستی
هوش مصنوعی: ای کاش میتوانستی همه چیز را، از جمله ظرف و جام و شراب را، با دینارهای دنیوی زینت ببخشی.
وز آنجا سوی شهر دیگر شدی
همی با می و تخت و افسر شدی
هوش مصنوعی: و از آنجا به سوی شهر دیگری رفتی و در این سفر با نوشیدنی، تخت و تاج همراه بودی.
همی رفت تا آذرابادگان
ابا او بزرگان و آزادگان
هوش مصنوعی: او به سوی آذرآبادگان میرفت و در این راه با شخصیتهای بزرگ و آزادگان همراه بود.
گهی باده خورد و گهی تاخت اسپ
بیامد سوی خان آذرگشسپ
هوش مصنوعی: گاهی مینوشد و گاهی بر اسب میتازد تا به خانهی آذرگشسپ برسد.
جهانآفرین را ستایش گرفت
به آتشکده در نیایش گرفت
هوش مصنوعی: جهانآفرین را ستایش کرد و در آتشکده دعا و نیایش به جا آورد.
بیامد خرامان ازان جایگاه
نهادند سر سوی کاوس شاه
هوش مصنوعی: او با ناز و دلربایی از آن مکان خارج شد و سرش را به سوی کاوس شاه بلند کرد.
نشستند هر دو به هم شادمان
نبودند جز شادمان یک زمان
هوش مصنوعی: دو نفر کنار هم نشسته بودند و خوشحال به نظر میرسیدند، اما در واقع فقط یک لحظه کوتاه خوشحال بودند.
چو پر شد سر از جام روشنگلاب
به خواب و به آسایش آمد شتاب
هوش مصنوعی: وقتی که سر از نوشیدن گلاب روشن پر شد، خواب و آرامش به سرعت به او روی آورد.
چو روز درخشان برآورد چاک
بگسترد یاقوت بر تیره خاک
هوش مصنوعی: وقتی روز روشن و زیبا میشود، مانند یاقوتی که بر زمین تیره میدرخشد، زیبایی را نمایان میکند.
جهاندار بنشست و کاوس کی
دو شاه سرافراز و دو نیکپی
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف دو پادشاه بزرگ و با افتخار میپردازد که در کنار یکدیگر نشستهاند. آنها نماینده قدرت و نیکی در جامعه خود هستند و به خاطر ویژگیهای مثبتشان شناخته شدهاند.
ابا رستم گرد و دستان به هم
همی گفت کاوس هر بیش و کم
هوش مصنوعی: رستم با دستانش به هم میگفت، ای کاوس، هر چیزی که به نظر میرسد و حتی چیزهایی که کمتر به چشم میآید.
از افراسیاب اندر آمد نخست
دو رخ را به خون دو دیده بشست
هوش مصنوعی: افراسیاب با خون دو چشم خود، دو چهره را شستشو داد.
بگفت آنکه او با سیاوش چه کرد
از ایران سراسر برآورد گرد
هوش مصنوعی: گفت آن کسی که با سیاوش چه کرده است، از تمام ایران گرد و غبار برپاشیده است.
بسی پهلوانان که بیجان شدند
زن و کودک خرد پیچان شدند
هوش مصنوعی: بسیاری از پهلوانان جان خود را از دست دادند و زنان و کودکان کوچک در اندوه و وحشت به دور خود میچرخیدند.
بسی شهر بینی ز ایران خراب
تبه گشته از رنج افراسیاب
هوش مصنوعی: بسیاری از شهرها در ایران ویران و خراب شدهاند و این ویرانی به خاطر درد و عذابهایی است که افراسیاب به مردم این سرزمین تحمیل کرده است.
ترا ایزدی هرچ بایدت هست
ز بالا و از دانش و زور دست
هوش مصنوعی: هر آنچه که تو نیاز داری، از جانب خداوند به تو داده شده است، چه از راه دانش و چه از طریق قدرت.
ز فر تمامی و نیکاختری
ز شاهان به هر گونهای برتری
هوش مصنوعی: از زیبایی و نیکی شخصیت، برتری و فضیلت او از تمام پادشاهان در هر زمینهای بیشتر است.
کنون از تو سوگند خواهم یکی
نباید که پیچی ز داد اندکی
هوش مصنوعی: اکنون از تو قسم میخواهم که نباید در برابر حق و عدالت، حتی به اندازه اندکی مخالفت کنی.
که پرکین کنی دل ز افراسیاب
دمی آتش اندر نیاری به آب
هوش مصنوعی: اگر بخواهی دل را از افراسیاب رهایی بخشیده و از آتش اشتیاقش کاسته و آن را به آرامش برسانی، باید درستی و مهربانی را در زندگیات جاری کنی و از خشمی که دل را میسوزاند دوری کنی.
ز خویشی مادر بدو نگروی
نپیچی و گفت کسی نشمری
هوش مصنوعی: اگر از طرف مادر با کسی رابطه نزدیک داری، نباید به او بیاعتنایی کنی و نباید حرف بدی دربارهاش بگویی.
به گنج و فزونی نگیری فریب
همان گر فراز آیدت گر نشیب
هوش مصنوعی: اگر بر موفقیت و ثروت فریب بخوری، حتی اگر در اوج باشی یا در حضیض، به جایی نخواهی رسید و ماندگار نخواهی شد.
به تاج و به تخت و نگین و کلاه
به گفتار با او نگردی ز راه
هوش مصنوعی: به جای تمرکز بر مقام و ثروت و جواهرات، بهتر است که در صحبتهات با او از حقیقت و صداقت دور نشوی.
بگویم که بنیاد سوگند چیست
خرد را و جان ترا پند چیست
هوش مصنوعی: بگویم که چه چیزی سبب سوگند است و چه نصیحتی برای عقل و جان تو وجود دارد؟
بگویی به دادار خورشید و ماه
به تیغ و به مهر و به تخت و کلاه
هوش مصنوعی: تو به خالق خورشید و ماه بگو که با شمشیر و محبت و مقام و جایگاه چه میکنی.
به فر و به نیکاختر ایزدی
که هرگز نپیچی به سوی بدی
هوش مصنوعی: به زیبایی و شانس نیک الهی که هیچگاه به سمت خوبیها نروید.
میانجی نخواهی جز از تیغ و گرز
منش برز داری و بالای برز
هوش مصنوعی: اگر به دنبال واسطهای میان خود و دیگران هستی، تنها از قدرت و قهر استفاده کن و برتری خود را با سلاح و زور نشان بده.
چو بشنید زو شهریار جوان
سوی آتش آورد روی و روان
هوش مصنوعی: وقتی جوان شاه صحبتهای او را شنید، به سمت آتش رفت و به آن نگاه کرد.
به دادار دارنده سوگند خورد
به روز سپید و شب لاژورد
هوش مصنوعی: به خداوند قسم میخورم که به روز روشن و شب تیره و آبی سوگند میخورم.
به خورشید و ماه و به تخت و کلاه
به مهر و به تیغ و به دیهیم شاه
هوش مصنوعی: به آفتاب و ماه، به تخت و تاج، به عشق و شمشیر و به دياهم پادشاه.
که هرگز نپیچم سوی مهر اوی
نبینم بخواب اندرون چهر اوی
هوش مصنوعی: هرگز به عشق او روی نیاورم و تا وقتی که چهرهاش را در خواب نبینم.
یکی خط بنوشت بر پهلوی
به مشکاب بر دفتر خسروی
هوش مصنوعی: یک نفر بر روی دفتر سلطنتی با جوهر مشکی نوشت.
گوا بود دستان و رستم برین
بزرگان لشکر همه همچنین
هوش مصنوعی: دستان و رستم گواهی میدهند که در میان این بزرگان، همه چنین هستند.
به زنهار بر دست رستم نهاد
چنان خط و سوگند و آن رسم و داد
هوش مصنوعی: به احتیاط، رستم پیمان و سوگند را به گونهای محکم و مشخص بر روی دست خود گذاشت و این کار را به عنوان یک رسم و قاعده انجام داد.
ازان پس همی خوان و می خواستند
ز هر گونه مجلس بیاراستند
هوش مصنوعی: پس از آن، همواره میخواندند و میخواستند که از هر نوع مجالس به زیبایی تزئین کنند.
ببودند یک هفته با رود و می
بزرگان به ایوان کاوس کی
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که در یک هفته، عدهای از بزرگان در کنار رود و از شراب استفاده میکردند و در ایوان کاوس، که ممکن است به معنای یک مکان بزرگ و با شکوه باشد، وقت گذرانی میکردند. این تصویر حال و هوای خوش و دور هم جمع شدن افراد برجسته در فضایی دلپذیر و باشکوه را منتقل میکند.
جهاندار هشتم سر و تن بشست
بیاسود و جای نیایش بجست
هوش مصنوعی: پادشاه هشتم بدن و سرش را شست و استراحت کرد و مکانی برای عبادت پیدا کرد.
به پیش خداوند گردان سپهر
برفت آفرین را بگسترد چهر
هوش مصنوعی: در برابر خداوند، آسمان به حرکت درآمد و زیبایی آفریدهها را به نمایش گذاشت.
شب تیره تا برکشید آفتاب
خروشان همی بود دیده پرآب
هوش مصنوعی: شب تاریک تا زمانی که خورشید درخشان طلوع کند، چشمانم همیشه پر از اشک بوده است.
چنین گفت کای دادگر یک خدای
جهاندار و روزی ده و رهنمای
هوش مصنوعی: او گفت: ای دادگر، تو ای خدای بزرگ که جهان را تدبیر میکنی و روزی میدهی و راهنمایی.
به روز جوانی تو کردی رها
مرا بیسپاه از دم اژدها
هوش مصنوعی: در روزهای جوانی، من را بدون هیچپناهی و در برابر خطر بزرگی رها کردی.
تو دانی که سالار توران سپاه
نه پرهیز داند نه شرم گناه
هوش مصنوعی: تو میدانی که رئیس سپاه توران نه از گناه خودداری میکند و نه از انجام کارهای ناپسند خجالت میکشد.
به ویران و آباد نفرین اوست
دل بیگناهان پر از کین اوست
هوش مصنوعی: به خرابی و آبادانی، لعنت اوست و دل بیگناهان پر از تنش و کینه به خاطر اوست.
به بیداد خون سیاوش بریخت
بدین مرز باران آتش ببیخت
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستمی که بر سیاوش رفت، در این سرزمین مانند بارانی از آتش فرو ریخته است.
دل شهریاران پر از بیم اوست
بلا بر زمین تخت و دیهیم اوست
هوش مصنوعی: دلهای پادشاهان از ترس او پر است؛ زیرا بلای او بر زمین سلطنت و تاج و تختش سایه افکنده است.
به کین پدر بنده را دست گیر
ببخشای بر جان کاوس پیر
هوش مصنوعی: به خاطر کینهای که از پدر من داری، به من کمک کن و بر جان کاوس پیر ببخشای.
تو دانی که او را بدی گوهرست
همان بدنژادست و افسونگرست
هوش مصنوعی: تو میدانی که او دارای چه ویژگیهایی است، او با طبیعت بدی که دارد، همواره افسونگر و جذاب است.
فراوان بمالید رخ بر زمین
همی خواند بر کردگار آفرین
هوش مصنوعی: او با شوق و عشق بسیار بر خاک افتاده و در دل از خداوند ستایش و سپاسگزاری میکند.
وزان جایگه شد سوی تخت باز
بر پهلوانان گردنفراز
هوش مصنوعی: پس از آن مکان، به سوی تخت بازگشت و بر پهلوانان با قامت راست و بلند نظارت کرد.
چنین گفت کای نامداران من
جهانگیر و خنجر گزاران من
هوش مصنوعی: او چنین گفت: ای مردان بزرگ، من کسی هستم که بر جهان تسلط دارم و شما کسانی هستید که با خنجرهای خود به من کمک میکنید.
بپیمودم این بوم ایران بر اسپ
ازین مرز تا خان آذرگشسپ
هوش مصنوعی: من این سرزمین ایران را بر اسب پیمودم، از این مرز تا خانه آذرگشسپ.
ندیدم کسی را که دلشاد بود
توانگر بد و بومش آباد بود
هوش مصنوعی: هیچکس را ندیدم که هم خوشحال باشد و هم ثروتمند، در عین حال که در موطن خود زندگی خوبی دارد.
همه خستگانند از افراسیاب
همه دل پر از خون و دیده پرآب
هوش مصنوعی: همه خسته و ناراحت هستند از افراسیاب، همه دلها پر از غم و چشمانشان پر از اشک است.
نخستین جگرخسته از وی منم
که پر درد ازویست جان و تنم
هوش مصنوعی: من اولین کسی هستم که از او آسیب دیده و دردمند است. روح و جسمم پر از زخمهای اوست.
دگر چون نیا شاه آزادمرد
که از دل همی برکشد باد سرد
هوش مصنوعی: در آینده، زمانی که آزادمردی مانند نیا شاه بیاید، که با قدرتش از دل انسانها اضطراب و ناامیدی را دور کند.
به ایران زن و مرد ازو با خروش
ز بس کشتن و غارت و جنگ و جوش
هوش مصنوعی: به دلیل کشتار، غارت، جنگ و سر و صدای زیاد، مردم ایران با صدای بلند و ناله به سوی او ناله میزنند.
کنون گر همه ویژه یار منید
بِدل سربسر دوستدار منید
هوش مصنوعی: حال اگر همه شما به دوستی با من علاقهمندید، پس با دل و جان به عشق و دوستی من بشتابید.
به کین پدر بست خواهم میان
بگردانم این بد ز ایرانیان
هوش مصنوعی: برای انتقام پدرم، به جنگ خواهم رفت و این ظلم را از ایرانیان برمیدارم.
اگر همگنان رای جنگ آورید
بکوشید و رسم پلنگ آورید
هوش مصنوعی: اگر همنسلان شما تصمیم به جنگ بگیرید، تلاش کنید و مثل پلنگ با قوت و قدرت عمل کنید.
مرا این سخن پیش بیرون شود
ز جنگ یلان کوه هامون شود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی من از دنیای جنگ و نزاع بیرون بیایم، میتوانم آرامش را در دل کوهها و دشتها احساس کنم.
هران خون که آید به کین ریخته
گنهکار او باشد آویخته
هوش مصنوعی: هر خونی که به خاطر انتقام ریخته میشود، به گردن گناهکار است و او مسئول آن خواهد بود.
وگر کشته گردد کسی زین سپاه
بهشت بلندش بود جایگاه
هوش مصنوعی: اگر کسی در این سپاه کشته شود، بهشت بلند انتظار او را میکشد و جایگاه او خواهد بود.
چه گویید و این را چه پاسخ دهید
همه یکسره رای فرخ نهید
هوش مصنوعی: چه بگویید و چگونه پاسخ دهید، همه چیز به یکباره به رای خوشحالکنندهای خواهد انجامید.
بدانید کو شد به بد پیشدست
مکافات بد را نشاید نشست
هوش مصنوعی: بدانید که کسی که کارهای ناپسند انجام میدهد، سزاوار عواقب بد آن است و نباید در انتظار بماند تا به او پاداشی نیک داده شود.
بزرگان به پاسخ بیاراستند
به درد دل از جای برخاستند
هوش مصنوعی: بزرگان برای پاسخگویی آماده شدند و به خاطر درد دل دیگران از جا برخاستند.
که ای نامدار جهان شادباش
همیشه ز رنج و غم آزاد باش
هوش مصنوعی: ای بزرگ و معروف در دنیا، همیشه شاد باش و از رنج و غم دور بمان.
تن و جان ما سربهسر پیش تست
غم و شادمانی کم و بیش تست
هوش مصنوعی: تمام وجود ما به تو وابسته است و شادی و غم ما نیز به تو مربوط میشود.
ز مادر همه مرگ را زادهایم
همه بندهایم ارچه آزادهایم
هوش مصنوعی: از مادر همهی مرگها به دنیا آمدهایم و همه ما در نهایت بندهی سرنوشت خود هستیم، هرچند که به ظاهر خود را آزاد میدانیم.
چو پاسخ چنین یافت از پیلتن
ز طوس و ز گودرز و از انجمن
هوش مصنوعی: پس از اینکه او از پهلوانان طوس و گودرز و از جمع دیگر پهلوانان پاسخ مناسب را دریافت کرد، نتیجهگیری کرد.
رخ شاه شد چون گل ارغوان
که دولت جوان بود و خسرو جوان
هوش مصنوعی: چهره شاه مانند گل ارغوان زیبا و درخشان شده است، چرا که دوران جوانی و ثروت به او روی آورده است.
بدیشان فراوان بکرد آفرین
که آباد بادا به گردان زمین
هوش مصنوعی: بدی را از آنها دور بدار و برایشان آرزوی خوشبختی کن تا زمین همیشه آباد بماند.