برگردان به زبان ساده
به پالیز چون برکشد سرو شاخ
سر شاخ سبزش برآید ز کاخ
هوش مصنوعی: هنگامی که سرو در باغ سر به آسمان میساید، شاخهای سبز آن از کاخ بلندتر میروید.
به بالای او شاد باشد درخت
چو بیندش بینادل و نیکبخت
هوش مصنوعی: درخت خوشحال میشود وقتی که به بالای خود نیکبخت و بینادلی را میبیند.
سزد گر گمانی برد بر سه چیز
کزین سه گذشتی چه چیزست نیز
هوش مصنوعی: اگر بر سه چیز گمان کنی که ارزشش را دارند، باید بدانیم که از این سه چیز که عبور کردی، چه چیز دیگری ارزشمند است.
هنر با نژادست و با گوهر است
سه چیزست و هر سه بهبنداندرست
هوش مصنوعی: هنر مرتبط با نژاد و ذات انسان است و هر سه این چیزها به یکدیگر وابستهاند و باید بهدرستی در کنار هم قرار گیرند.
هنر کی بود تا نباشد گهر
نژاده بسی دیدهای بیهنر
هوش مصنوعی: هنر صرفاً به وجود نمیآید مگر اینکه ریشهای عمیق و باارزش داشته باشد. بسیاری از افراد هستند که بدون هنر و استعداد به نظر میرسند.
گهر آنک از فر یزدان بود
نیازد به بد دست و بد نشنود
هوش مصنوعی: هر که از نیکوکاری و فضل خداوند برخوردار است، نیازی به بدی و ناپاکی ندارد و از کارهای زشت و ناپسند دوری میکند.
نژاد آنک باشد ز تخم پدر
سزد کاید از تخم پاکیزه بر
هوش مصنوعی: نژاد انسان از جنس پدر اوست و شایسته است که از تخم و نسل پاک و خوب برآید.
هنر گر بیاموزی از هر کسی
بکوشی و پیچی ز رنجش بسی
هوش مصنوعی: اگر هنر را بیاموزی، حتی اگر از هر کسی هم یاد بگیری، با تلاش و پشتکار میتوانی از مشکلات و دشواریها فرار کنی.
ازین هر سه گوهر بود مایهدار
که زیبا بود خلعت کردگار
هوش مصنوعی: از این سه گوهر، مایهدار و باارزش است که زیبایی آن، لباس و نعمت خداوند را به نمایش میگذارد.
چو هر سه بیابی خرد بایدت
شناسندهٔ نیک و بد بایدت
هوش مصنوعی: زمانی که هر سه را بشناسی، باید عقل و درک خود را به کار بری تا نیک و بد را تمیز دهی.
چو این چار با یک تن آید بهم
براساید از آز وز رنج و غم
هوش مصنوعی: وقتی این چهار عامل در وجود یک نفر کنار هم قرار بگیرند، او از آزمایشات، سختیها و غمها به دور خواهد بود.
مگر مرگ کز مرگ خود چاره نیست
وزین بدتر از بخت پتیاره نیست
هوش مصنوعی: آیا راهی برای فرار از مرگ وجود ندارد؟ و بدتر از این وقایع ناخوشایند، برای بخت کسی وجود ندارد.
جهانجوی از این چار بد بینیاز
همش بخت سازنده بود از فراز
هوش مصنوعی: جهانگردی که از این چهار چیز (چیزهای بد) بینیاز باشد، به خاطر خوششانسیاش از بالا به این وضعیت رسیده است.
سخن راند گویا بدین داستان
دگر گوید از گفتهٔ باستان
هوش مصنوعی: سخن میزند و با این داستان، از روایات قدیمی سخن دیگری به میان میآورد.
کنون بازگردم به آغاز کار
که چون بود کردار آن شهریار
هوش مصنوعی: حالا برمیگردم به شروع ماجرا که ببینم رفتار و کردار آن پادشاه چگونه بود.
چو تاج بزرگی بسر برنهاد
ازو شاد شد تاج و او نیز شاد
هوش مصنوعی: وقتی که او تاج بزرگی را بر سر گذاشت، تاج و مقامش خوشحال شدند و او هم از این امر خوشحال بود.
به هر جای ویرانی آباد کرد
دل غمگنان از غم آزاد کرد
هوش مصنوعی: دلهای غمگین را از درد و اندوه رهایی بخشید و در هر نقطهای که ویرانی وجود داشت، زندگی و آبادانی به وجود آورد.
از ابر بهاران ببارید نم
ز روی زمین زنگ بزدود غم
هوش مصنوعی: باران بهاری از ابرها ببارد و با نم خود، غم و تیرگی را از روی زمین پاک کند.
جهان گشت پر سبزه و رود آب
سر غمگنان اندر آمد به خواب
هوش مصنوعی: دنیا پر از سبزه و زیبایی شده و آبها نیز به خواب غمگینان وارد شدهاند.
زمین چون بهشتی شد آراسته
ز داد و ز بخشش پر از خواسته
هوش مصنوعی: زمین به مانند بهشتی زیبا و دلانگیز میشود، زمانی که پر از عدالت و بخشش باشد و خواستههای مردم در آن تحقق یابد.
چو جم و فریدون بیاراست گاه
ز داد و ز بخشش نیاسود شاه
هوش مصنوعی: وقتی جم و فریدون تاج و تخت را زینت بخشیدند، پادشاه هیچگاه از عدالت و بخشش سست نشد.
جهان شد پر از خوبی و ایمنی
ز بد بسته شد دست اهریمنی
هوش مصنوعی: جهان پر از خوبی و امنیت شده است و دست شیاطین دیگر نمیتواند کاری از پیش ببرد.
فرستادگان آمد از هر سوی
ز هر نامداری و هر پهلوی
هوش مصنوعی: فرستادگان از تمام سمتها و از هر شخصیت نامآور و هر بزرگمردی آمدند.
پس آگاهی آمد سوی نیمروز
بنزد سپهدار گیتیفروز
هوش مصنوعی: پس خبر به نیمروز رسید و به سردار جهانافروز رسید.
که خسرو ز توران به ایران رسید
نشست از بر تخت کو را سزید
هوش مصنوعی: خسرو از سرزمین توران به ایران آمد و بر بالای تخت نشست و بر او سزاوار بود.
بیاراست رستم به دیدار شاه
ببیند که تا هست زیبای گاه
هوش مصنوعی: رستم به دیدار شاه رفت تا زیباییهای دربار را ببیند و از آن لذت ببرد.
ابا زالِ سامِ نریمان بهم
بزرگان کابل همه بیش و کم
هوش مصنوعی: پسر زال، نریمان، همه بزرگان کابل را به طور کلی تحت تأثیر قرار داده است.
سپاهی که شد دشت چون آبنوس
بدرید هر گوش ز اوای کوس
هوش مصنوعی: سپاهی که در دشت به مانند چوب آبنوس قدرتمند و مقاوم بود، هر گوشهای از زمین را با صدای کوسش آزار میداد و صداهایش را پخش میکرد.
سوی شهر ایران گرفتند راه
زواره فرامرز و پیل و سپاه
هوش مصنوعی: فرامرز و پیل و سپاه به سمت شهر ایران حرکت کردند.
به پیش اندرون زال با انجمن
درفش بنفش از پس پیلتن
هوش مصنوعی: زال به همراه گروهی از پهلوانان، با درفش بنفش به جلو میرود و در پس خود، قهرمانان را همراه دارد.
پس آگاهی آمد بر شهریار
که آمد ز ره پهلوان سوار
هوش مصنوعی: پس شاه متوجه شد که پهلوان سوار از راه رسیده است.
زواره فرامرز و دستان سام
بزرگان که هستند با جاه و نام
هوش مصنوعی: فرامرز و دستان سام مانند بزرگانی هستند که با مقام و نام و آوازه خود شناخته شدهاند.
دل شاه شد زان سخن شادمان
سراینده را گفت کاباد مان
هوش مصنوعی: دل شاه از آن سخن خوشحال شد و به سراینده گفت که بمان.
که اویست پروردگار پدر
وزویست پیدا به گیتی هنر
هوش مصنوعی: اوست که پروردگار پدر است و هنر او در جهان به وضوح دیده میشود.
بفرمود تا گیو و گودرز و طوس
برفتند با نای رویین و کوس
هوش مصنوعی: شاه دستور داد که گیو، گودرز و طوس با نای و کوس (نوعی ساز) به راه افتند.
تبیره برآمد ز درگاه شاه
همه برنهادند گردان کلاه
هوش مصنوعی: از درگاه پادشاه، ندا و خبری به گوش رسید و همه با احترام کلاه خود را برداشتند.
یکی لشکر از جای برخاستند
پذیره شدن را بیاراستند
هوش مصنوعی: گروهی از لشکریان به پا خواستند و خود را برای استقبال آماده کردند.
ز پهلو به پهلو پذیره شدند
همه با درفش و تبیره شدند
هوش مصنوعی: همه با پرچم و نشان به سمت هم آمدند و از پهلوی یکدیگر استقبال کردند.
برفتند پیشش به دو روزه راه
چنین پهلوانان و چندین سپاه
هوش مصنوعی: پهلوانان و ارتشهای بسیاری به سوی او رفتند و این مسیر تنها دو روز طول کشید.
درفش تهمتن چو آمد پدید
به خورشید گرد سپه بردمید
هوش مصنوعی: پرچم دلیران چون نمایان شد، همچون خورشید گرد سپاه را روشن کرد.
خروش آمد و نالهٔ بوق و کوس
ز قلب سپه گیو و گودرز و طوس
هوش مصنوعی: صدای زوزه و نالهٔ بوق و طبل از دل سپهسالاران گیو، گودرز و طوس برخاست.
به پیش گو پیلتن راندند
به شادی برو آفرین خواندند
هوش مصنوعی: به پیشکار پهلوان رفتند و به خوشحالی برای او ستایش کردند.
گرفتند هر سه ورا در کنار
بپرسید شیراوژن از شهریار
هوش مصنوعی: سه نفر او را در کنار گرفتند و شیراوژن از شاه پرسید.
ز رستم سوی زال سام آمدند
گشاده دل و شادکام آمدند
هوش مصنوعی: رستم و زال سام به سمت یکدیگر آمدند و با دلهای باز و شاداب، به دیدار هم رفتند.
نهادند سوی فرامرز روی
گرفتند شادی به دیدار اوی
هوش مصنوعی: آنها به سمت فرامرز رفتند و با دیدن او، شادی به دلشان راه یافت.
وزان جایگه سوی شاه آمدند
به دیدار فرخ کلاه آمدند
هوش مصنوعی: از آن مکان به سمت شاه آمدند تا دیدار فرخ کلاه را داشته باشند.
چو خسرو گو پیلتن را بدید
سرشکش ز مژگان به رخ بر چکید
هوش مصنوعی: وقتی خسرو پیلتن را دید، اشک از چشمانش بر روی صورتش ریخت.
فرود آمد از تخت و کرد آفرین
تهمتن ببوسید روی زمین
هوش مصنوعی: تُهمتُن از تختش فرود آمد و به زمین سلام و احترام کرد.
به رستم چنین گفت کای پهلوان
همیشه بدی شاد و روشنروان
هوش مصنوعی: به رستم گفتند که ای قهرمان، همیشه با دل خوش و روحی روشن زندگی کن.
به گیتی خردمند و خامش تویی
که پروردگار سیاوش تویی
هوش مصنوعی: تو در این دنیا کسی هستی که دارای دانایی و آرامش است و خدای سیاوش نیز تو هستی.
سر زال زان پس به بر در گرفت
ز بهر پدر دست بر سر گرفت
هوش مصنوعی: سهراب پس از آن، برای گرامیداشت پدرش، دست بر سر گذاشت و به یاد او احساساتش را بروز داد.
گوان را به تخت مهی برنشاند
بریشان همی نام یزدان بخواند
هوش مصنوعی: گوان را بر روی تختی زیبا و شکوهمند قرار میدهد و برای آنها نام خدا را میخواند.
نگه کرد رستم سرو پای اوی
نشست و سخن گفتن و رای اوی
هوش مصنوعی: رستم به او نگریست و در حالی که نشسته بود با او صحبت کرد و نظرش را بیان کرد.
رخش گشت پرخون و دل پر ز درد
زکار سیاوش بسی یاد کرد
هوش مصنوعی: اسب جنگی زخمی و دل او پر از درد شده است و به یاد سیاوش، خیلی از چیزها را به خاطر میآورد.
به شاه جهان گفت کای شهریار
جهان را تویی از پدر یادگار
هوش مصنوعی: به شاه جهان گفتند که ای پادشاه، تو وارث و یادگار پدرت هستی و مسئولیت بزرگی بر دوش داری.
ندیدم من اندر جهان تاجور
بدین فر و مانندگی پدر
هوش مصنوعی: من در هیچ کجای دنیا شاهزادهای را نیدم که به این زیبایی و ویژگیهای پدرش باشد.
وزان پس چو از تخت برخاستند
نهادند خوان و می آراستند
هوش مصنوعی: پس از آنکه از تخت برخواستند، سفرهای گذاشتند و نوشیدنیها را آماده کردند.
جهاندار تا نیمی از شب نخفت
گذشته سخنها همه بازگفت
هوش مصنوعی: جهاندار تا نیمههای شب نخوابید و تمام صحبتهای خود را بازگو کرد.