برگردان به زبان ساده
کی نامبردار زان روزگار
نشست از بر گاه آن شهریار
هوش مصنوعی: کی از آن زمان که آن پادشاه بر تخت نشسته بود، نام و یاد او در زبانها جاری گشت.
گزینان لشکرش را بار داد
بزرگان و شاهان مهترنژاد
هوش مصنوعی: سربازان برگزیده او را بزرگان و شاهان با احترام تجهیز کردند.
ز پیش اندر آمد گو اسفندیار
به دست اندرون گُرزهٔ گاوسار
هوش مصنوعی: اسفندیار به جلو آمد و در دستانش گرزهای از سلاحهای مخصوص را در دست داشت.
نهاده به سر بر کیانی کلاه
به زیر کلاهش همی تافت ماه
هوش مصنوعی: تاجی بر سر دارد که نشانهای از عظمت و شکوه است و در زیر این تاج، تابش ماه به زیبایی درخشنده است.
به استاد در پیش او شیرفش
سرافگنده و دست کرده به کش
هوش مصنوعی: در برابر استاد، شیر بزرگ نیز سرافکنده و دستش را به گلو گرفته است.
چو شاه جهان روی او را بدید
ز جان و جهانش به دل برگزید
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه جهان، چهره او را مشاهده کرد، دلش او را بیشتر از جان و جهان خود برگزید.
بدو گفت شاه ای یل اسفندیار
همی آرزو بایدت کارزار
هوش مصنوعی: شاه به اسفندیار گفت: ای دلاور، تو باید آرزوی جنگ و نبرد را در دل داشته باشی.
یل تیغزن گفت فرمان تراست
که تو شهریاری و گیهان تراست
هوش مصنوعی: شخصی شجاع و نیرومند به تو میگوید که تو سزاوار رهبری هستی و جهان به تو تعلق دارد.
کی نامور تاج زرینش داد
در گنجها را برو برگشاد
هوش مصنوعی: کسی که دارای شهرت و اعتبار است، در وقت نیاز، گنجینهها را برای او باز میکند و به او تاجی از طلا میدهد.
همه کار ایران مر او را سپرد
که او را بدی پهلوی دستبرد
هوش مصنوعی: تمام امور ایران را به او سپردند، زیرا او شخصیتی بود که از او خیانت یا بدی صادر نمیشد.
درفشان بدو داد و گنج و سپاه
هنوزت نبد گفت هنگام گاه
هوش مصنوعی: او به تو نعمتها و ثروتهای بسیار داده و هنوز برایت در زمانی که باید به تو بگوید، آماده نیست.
برو گفت و پا را به زین اندر آر
همه کشورت را به دین اندر آر
هوش مصنوعی: برو و سخن بگو و پای خود را بر زین قرار بده، همه کشور خود را به دین هدایت کن.
بشد تیغ زن گردکش پور شاه
بگردید بر کشورش با سپاه
هوش مصنوعی: پسر شاه با تیغ خود ظاهر شد و به دور کشورش با لشکرش چرخید.
به روم و به هندوستان برگذشت
ز دریا و تاریکی اندر گذشت
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی اشاره دارد به این که شخصی بر فراز زمین و در تمام نقاط دور و نزدیک، از جمله روم و هند، حرکت کرده و بر دریا و در روزهای تاریک عبور کرده است. در واقع، این متن نماد سفر و عبور از چالشها و موانع است.
شه روم و هندوستان و یمن
همه نام کردند بر تهمتن
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شهرت و محبوبیت تهمتن (که اشاره به فردی بزرگ و آوازهدار دارد) در تمام سرزمینها و سرزمینهای دور مانند روم، هند و یمن به اندازهای بوده است که نام او در همه جا شنیده میشود و همه از او یاد میکنند.
وزو دین گزارش همی خواستند
مرین دین به را بیاراستند
هوش مصنوعی: گزارشها و نشانههای دین را خواستند، به همین دلیل این دین را به زیبایی و نظم آراستند.
گزارش همی کرد اسفندیار
به فرمان یزدان همی بست کار
هوش مصنوعی: اسفندیار به دستور خداوند در حال انجام کارها و فعالیتهای خود بود و گزارشی از کارهایش میداد.
چو آگه شدند از نکو دین اوی
گرفتند آن راه و آیین اوی
هوش مصنوعی: وقتی از خوبیهای دین او آگاه شدند، آن راه و روش او را پذیرفتند.
بتان از سر کوه میسوختند
بجای بت آذر برافروختند
هوش مصنوعی: مجسمههای بت پرستی در بالای کوهها میسوختند و به جای آنها آتش آذر روشن شد.
همه نامه کردند زی شهریار
که ما دین گرفتیم ز اسفندیار
هوش مصنوعی: همه به پادشاه گزارش دادند که ما ایمان آوردیم، مانند اسفندیار.
ببستیم کشتی و بگرفت باژ
کنونت نشاید ز ما خاست باژ
هوش مصنوعی: ما کشتی را با دقت آماده کردیم و اکنون که زمان حرکت است، نباید هیچ مالیاتی از ما گرفته شود.
که ما راست گشتیم و ایزدپرست
کنون زند و استا سوی ما فرست
هوش مصنوعی: ما به راه راست رفتهایم و عبادتکننده خدا شدهایم، اکنون خداوند زندگی را به ما اهدا کرده و حکمت و آگاهی را به سوی ما فرستاده است.
چو شه نامهٔ شهریاران بخواند
نشست از برگاه و یاران بخواند
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه پیام نامهای از سوی شهریاران را میخواند، از تخت خود پایین میآید و دوستان و یارانش را نیز جمع میکند.
فرستاد زندی به هر کشوری
به هر نامداری و هر مهتری
هوش مصنوعی: زندی به هر گوشه و سرزمین، به هر فرد مشهور و بزرگی پیامی فرستاد.
بفرمود تا نامور پهلوان
همی گشت هر سو به گرد جهان
هوش مصنوعی: فرمان دادند که پهلوان معروف به هر طرف دنیا سفر کند و در آنجا به جستجوی نام و اعتبار بپردازد.
به هرجا که آن شاه بنهاد روی
بیامد پذیره کسی پیش اوی
هوش مصنوعی: هر جا که آن شاه روی آورد، کسی به استقبال او آمد.
همه کس مر او را به فرمان شدند
بدان در جهان پاک پنهان شدند
هوش مصنوعی: همه افراد به او تسلیم شدند و به خاطر این تسلیم بودن، در دنیای پاک و خالص ناپدید شدند.
چو گیتی همه راست شد بر پدرش
گشاد از میان باز زرین کمرش
هوش مصنوعی: وقتی که دنیا به طور کامل درست شد، پدرش از میان کمر زرینش را باز کرد.
به شادی نشست از بر تخت و گاه
بیاسود یک چند گه با سپاه
هوش مصنوعی: او بر تخت نشست و از خوشحالی لذت برد و مدتی را استراحت کرد، گاهگاهی نیز با سربازانش وقت گذراند.
برادرش را خواند فرشیدورد
سپاهی برون کرد مردان مرد
هوش مصنوعی: فرشیدورد برادرش را فرا خواند و سربازان شجاع و قدرتمند را به میدان فرستاد.
بدو داد و دینار دادش بسی
خراسان بدو داد و کردش گسی
هوش مصنوعی: او به او پول و دینار بسیار داد و خراسان را به او واگذار کرد و او را به حال خود رها کرد.
چو یک چند گاهی برآمد برین
جهان ویژه گشت از بد و پاک دین
هوش مصنوعی: وقتی مدت زمانی در این دنیا سپری میشود، دینهای خوب و بد از هم جدا میشوند و هر کدام ویژگیهای خاص خود را پیدا میکنند.
فرسته فرستاد سوی پدر
که ای نامور شاه پیروزگر
هوش مصنوعی: پیامی به پدر فرستاد که ای شاه بزرگ و پیروزمند.
جهان ویژه کردم به دین خدای
به کشور برافگنده سایهٔ همای
هوش مصنوعی: من دنیا را به برکت دین خدا آراستهام و کشورم را زیر سایهٔ خوشبختی قرار دادهام.
کسی را بنیز از کسی بیم نه
به گیتی کسی بیزر و سیم نه
هوش مصنوعی: هیچ کس نباید از کسی ترس داشته باشد، زیرا در این دنیا هیچ کس بدون مال و ثروت نیست.
فروزنده گیتی بسان بهشت
جهان گشته آباد و هر جای کشت
هوش مصنوعی: دنیا مانند بهشتی روشن و پرنور شده است و هر گوشهای از آن سرسبز و آباد است.
سواران جهان را همی داشتند
چو برزیگران تخم میکاشتند
هوش مصنوعی: سواران دنیا را مانند برزگرانی که بذر میکارند، پرورش و تربیت میکردند.
بدین سان ببوده سراسر جهان
به گیتی شده گم بد بدگمان
هوش مصنوعی: به این ترتیب، تمام جهان در گذشته به گونهای بوده که در حال حاضر در دنیا به بدترین شکل ممکن گمشده است و بدگمانی حاکم شده است.