برگردان به زبان ساده
پس آگاهی آمد بنزد فرود
که شد روی خورشید تابان کبود
هوش مصنوعی: پس خبر به نزد فرود رسید که روی خورشید آبی روشن شد.
ز نعل ستوران وز پای پیل
جهان شد بکردار دریای نیل
هوش مصنوعی: از نقش نعل اسبی و پای فیل، جهانی به وجود آمد که همانند کارها و رفتارهای دریای نیل است.
چو بشنید ناکار دیده جوان
دلش گشت پر درد و تیره روان
هوش مصنوعی: زمانی که جوان ناکارآمد این خبر را شنید، دلش پر از درد و روانش تاریک شد.
بفرمود تا هرچ بودش یله
هیونان وز گوسفندان گله
هوش مصنوعی: فرمان داد تا هر چیزی که متعلق به او بود، به عنوان هدیه به هیو نان و از گوسفندان گله تقدیم شود.
فسیله ببند اندر آرند نیز
نماند ایچ بر کوه و بر دشت چیز
هوش مصنوعی: یعنی در هنگام سختی و مشکلات، هیچ چیز بر روی زمین و تپهها باقی نمیماند. همه چیز از بین میرود و هیچ چیزی نمیتواند در برابر دشواریها ایستادگی کند.
همه پاک سوی سپد کوه برد
ببند اندرون سوی انبوه برد
هوش مصنوعی: همه چیز به سمت کوه پاکیزه میرود و درون آن به سمت انبوهی از چیزها هدایت میشود.
جریره زنی بود مام فرود
ز بهر سیاوش دلش پر ز دود
هوش مصنوعی: زن جریره (همسر سیاوش) به خاطر سیاوش، بر روی زمین نشسته و دلش پر از غم و غصه است.
بر مادر آمد فرود جوان
بدو گفت کای مام روشنروان
هوش مصنوعی: مرد جوان به مادرش نزدیک شد و گفت: ای مادر نورانی و روشنروح.
از ایران سپاه آمد و پیل و کوس
بپیش سپه در سرافراز طوس
هوش مصنوعی: سربازانی از ایران به همراه فیل و طبل به جلو همراه سپهسالار طوس آمدهاند.
چه گویی چه باید کنون ساختن
نباید که آرد یکی تاختن
هوش مصنوعی: بگو چه بگوییم و چه کنیم؛ اکنون وقت ساختن نیست، زیرا یکی باید قدم بردارد.
جریره بدو گفت کای رزمساز
بدین روز هرگز مبادت نیاز
هوش مصنوعی: جریره به رزمساز گفت: ای رزمنده، آرزو دارم که هرگز به چنین روزی نیفتی که نیازمند دیگران باشی.
بایران برادرت شاه نوست
جهاندار و بیدار کیخسروست
هوش مصنوعی: در ایران، برادر تو کسی است که شاه نشسته است، او همواره آگاه و هوشیار است و همچون کیخسرو، پادشاهی بزرگ و توانا محسوب میشود.
ترا نیک داند به نام و گهر
ز هم خون وز مهرهٔ یک پدر
هوش مصنوعی: او به خوبی تو را میشناسد و به خاطر نام و ویژگیهایت، تو را از دیگران متمایز میکند، زیرا که هر دوی شما از یک خانواده و یک پدر هستید.
برادرت گر کینه جوید همی
روان سیاوش بشوید همی
هوش مصنوعی: اگر برادرت کینه به دل بگیرد، همانند سیاوش، جانت از او پاک میشود.
گر او کینه جوید همی از نیا
ترا کینه زیباتر و کیمیا
هوش مصنوعی: اگر او از نیا کینهای به دل داشته باشد، کینه تو از او زیباتر و ارزشمندتر است.
برت را بخفتان رومی بپوش
برو دل پر از جوش و سر پر خروش
هوش مصنوعی: به دلی پر از احساس و شور و هیجان، به آرامی و با احتیاط به پوشش رومیها بپرداز.
به پیش سپاه برادر برو
تو کینخواه نو باش و او شاه نو
هوش مصنوعی: به سوی سربازان برادر برو و برای انتقام او را یاری کن، و او را به عنوان شاه جدید بشناس.
که زیبد کز این غم بنالد پلنگ
ز دریا خروشان برآید نهنگ
هوش مصنوعی: اگر پلنگی از شدت غم ناله کند، نشاندهندهی آن است که مشکلی بزرگ و وحشتناک وجود دارد و حتی حیوانات نیرومند هم از آن متاثر میشوند، مانند نهنگی که از عمق دریا به بالا میآید.
وگر مرغ با ماهیان اندر آب
بخوانند نفرین به افراسیاب
هوش مصنوعی: اگر پرندهای در آب با ماهیها آواز بخواند، پس نفرینی بر افراسیاب خواهد بود.
که اندر جهان چون سیاوش سوار
نبندد کمر نیز یک نامدار
هوش مصنوعی: هیچکس در جهان به مانند سیاوش، شجاع و دلیر، نمیتواند در جنگها خود را به این اندازه نشان دهد و به مقام و نام آوری برسد.
به گردی و مردی و جنگ و نژاد
باورنگ و فرهنگ و سنگ و بداد
هوش مصنوعی: به گردن گرفتن مسئولیتها و ویژگیهای انسانی و مبارزه با قضاوتهای نادرست، به همراه ارادت به فرهنگ، پیوندهای نژادی و استقامت در برابر چالشها.
بدو داد پیران مرا از نخست
وگر نه ز ترکان همی زن نجست
هوش مصنوعی: از ابتدا، پیران به من رازی گفتند وگرنه از ترکان هیچ چیزی نخواهم یافت.
نژاد تو از مادر و از پدر
همه تاجدار و همه نامور
هوش مصنوعی: نسب و نسل تو از هر دو طرف، چه از سمت مادر و چه از سمت پدر، همگی افراد با اصالت و معروف هستند.
تو پور چنان نامور مهتری
ز تخم کیانی و کیمنظری
هوش مصنوعی: تو فرزند بزرگی از نسل کیانیان هستی و از نظر نسب، از خاندان بزرگ و مهمی به حساب میآیی.
کمربست باید بکین پدر
بجای آوریدن نژاد و گهر
هوش مصنوعی: انسان باید برای حفظ و ادامه نسل و هویت خود تلاش کند و نسبت به پیشینه و تاریخ خویش توجه داشته باشد.
چنین گفت ازان پس بمادر فرود
کز ایران سخن با که باید سرود
هوش مصنوعی: او پس از آن به مادرش گفت که از ایران باید با چه کسی صحبت کند و سرود بخواند.
که باید که باشد مرا پایمرد
ازین سرفرازان روز نبرد
هوش مصنوعی: شاید لازم است که در روزهای سخت جنگ، شخصی مانند من پابرجا و مقاوم باشد از میان این قهرمانان.
کز ایشان ندانم کسی را بنام
نیامد بر من درود و پیام
هوش مصنوعی: از میان آنها کسی را نمیشناسم که با نامش بر من درود و پیام فرستاده باشد.
بدو گفت ز ایدر برو با تخوار
مدار این سخن بر دل خویش خوار
هوش مصنوعی: به او گفت: از اینجا برو و با این موضوع بازی نکن. این حرف را در دل خود بیارزش نگردان.
کز ایران که و مه شناسد همه
بگوید نشان شبان و رمه
هوش مصنوعی: از ایران که باشد، همه او را میشناسند و نشانهاش را به عنوان شبان و رمه میدانند.
ز بهرام وز زنگهٔ شاوران
نشان جو ز گردان و جنگآوران
هوش مصنوعی: از بهرام و زنگه شاوران، نشانی جستجو کن از گرداندگان و جنگجویان.
همیشه سر و نام تو زنده باد
روان سیاوش فروزنده باد
هوش مصنوعی: نام و یاد تو همیشه زنده و پایدار باشد، همچون روح سیاوش که درخشان و جاودان است.
ازین هر دو هرگز نگشتی جدای
کنارنگ بودند و او پادشای
هوش مصنوعی: هرگز از یکدیگر جدا نشدند و همیشه در کنار هم بودند؛ او مانند پادشاهی است که در کنار رنگها بایستد.
نشان خواه ازین دو گو سرفراز
کز ایشان مرا و ترا نیست راز
هوش مصنوعی: به من و تو بگو که از میان این دو، کدام یک سرافرازتر است، زیرا از هر دو کس، نه من چیزی می دانم و نه تو.
سران را و گردنکشان را بخوان
می و خلعت آرای و بالا و خوان
هوش مصنوعی: بزرگان و قدرتمندان را به مینوشی و نعمتهای ویژه دعوت کن تا در کنار هم بنشینید و از زندگی لذت ببرید.
ز گیتی برادر ترا گنج بس
همان کین و آیین به بیگانه کس
هوش مصنوعی: از دنیا و زندگی، برادر تو گنجی بزرگتر از این نیست که فقط حسد و پیروی از سنتهای نادرست به کسانی غیر از خودت منتقل میشود.
سپه را تو باش این زمان پیش رو
تویی کینهخواه جهاندار نو
هوش مصنوعی: در اینجا به کسی اشاره میشود که در حال حاضر، مسئولیت و رهبری را بر عهده دارد و به نظر میرسد که فردی است که از دشمنی و کینهجویی دست نمیکشد. او در موقعیتی قرار دارد که باید با چالشها و دشواریهایی که پیش رویش است، مواجه شود.
ترا پیش باید بکین ساختن
کمر بر میان بستن و تاختن
هوش مصنوعی: برای تو باید آماده باشم، باید کمری محکم ببندم و به سمت جلو بروم.
بدو گفت رای تو ای شیر زن
درفشان کند دوده و انجمن
هوش مصنوعی: به او گفت که تو ای زن دلیر، اندیشهات میتواند گروه و طایفه را شاد و پرانرژی کند.
چو برخاست آوای کوس از چرم
جهان کرد چون آبنوس از میم
هوش مصنوعی: زمانی که صدای طبل بلند شد، جهان به حالت زیبایی شبیه به چوب آبنوس درآمد.
یکی دیدهبان آمد از دیدهگاه
سخن گفت با او ز ایران سپاه
هوش مصنوعی: یک دیدهبان وارد شد و از دیدگاه خود درباره سپاه ایران با او صحبت کرد.
که دشت و در و کوه پر لشکرست
تو خورشید گویی ببند اندرست
هوش مصنوعی: دشت و درخت و کوه پر از لشکر است، تو گویی که مانند خورشید در میان آنها درخشان هستی.
ز دربند دژ تا بیابان گنگ
سپاهست و پیلان و مردان جنگ
هوش مصنوعی: از دژ کنگ تا دشتهای وسیع، سپاهی وجود دارد که شامل فیلها و سربازان جنگجو میشود.
فرود از در دژ فرو هشت بند
نگه کرد لشکر ز کوه بلند
هوش مصنوعی: از بالای کوه، لشکر زیر نظر داشت و به دژ پایین مینگریست.
وزان پس بیامد در دژ ببست
یکی بارهٔ تیز رو بر نشست
هوش مصنوعی: پس از آن، به دژ آمد و در آن را بست و شتابان بر جای خود نشست.
برفتند پویان تخوار و فرود
جوان را سر بخت بر گرد بود
هوش مصنوعی: جوانان با شجاعت و سرعت به میدان رفتند و سرنوشت جوانی در گرداب سرنوشت قرار گرفت.
از افراز چون کژ گردد سپهر
نه تندی بکار آید از بن نه مهر
هوش مصنوعی: وقتی که آسمان به طور نادرست به حرکت درمیآید، نه شدت تلاش سودی دارد و نه عشق و محبت به کار میآید.
گزیدند تیغ یکی برز کوه
که دیدار بد یکسر ایران گروه
هوش مصنوعی: یک شمشیر از دل کوه برگزیده شد که تمام سرزمین ایران را دیدار کرد.
جوان با تخوار سرایند گفت
که هر چت بپرسم نباید نهفت
هوش مصنوعی: جوان با تکیه به جملاتی که میگوید، به دیگران میفهماند که اگر سوالی بپرسند، نباید پاسخها را پنهان کنند و باید راستگو باشند.
کنارنگ وز هرک دارد درفش
خداوند گوپال و زرینه کفش
هوش مصنوعی: کنارنگ و وز هرک که دارد، نماد و نشانی از قدرت خداوند گوپال و کفش زرین دارد.
چو بینی به من نام ایشان بگوی
کسی را که دانی از ایران بروی
هوش مصنوعی: هرگاه یک نفر را دیدی که به من نام او را میگوید، به کسی اشاره کن که از ایران میشناسی.