برگردان به زبان ساده
فرود جوان را دژ آباد بود
بدژ درپرستنده هفتاد بود
هوش مصنوعی: در مورد جوانی که به دژ آباد میرسد، میتوان گفت که او به مانند یک دژ محکم و پربرکت است که در آن محافظان و نگهبانان زیادی حضور دارند.
همه ماهرویان بباره بدند
چو دیبای چینی نظاره بدند
هوش مصنوعی: تمام زیبایانی که در دنیا هستند، مانند پارچههای ابریشمی چینی زیبا به نظر میرسند.
ازان بازگشتن فرود جوان
ازیشان همی بود تیرهروان
هوش مصنوعی: بازگشت جوان از آنها باعث میشود که روشنایی و امید او کمرنگ شده و زندگیاش تیره و غمگین گردد.
چنین گفت با شاهزاده تخوار
که گر جست خواهی همی کارزار
هوش مصنوعی: توسعه قدرت و توانایی در نبرد را به شاهزاده تخوار یادآوری کرد و گفت اگر خواهان پیروزی در میدان جنگ هستی، باید تلاش کنی و آماده باشی.
نگر نامور طوس را نشکنی
ترا آن به آید که اسپ افگنی
هوش مصنوعی: هرگاه به انسان بزرگ و با افتخار طوس حمله کنی، به جای آنکه از او بگریزی، بهتر است که با شجاعت و قدرت خود بر او پیروز شوی.
و دیگر که باشد مر او را زمان
نیاید به یک چوبه تیر از کمان
هوش مصنوعی: اگر زمانی برای او فرا برسد، دیگر نمیتواند به آسانی مانند یک تیر از کمان رها شود.
چو آمد سپهبد بر این تیغ کوه
بیاید کنون لشکرش همگروه
هوش مصنوعی: زمانی که فرمانده بر این کوه سرشکسته و تیز بیفتد، اکنون لشکرش نیز به او خواهد پیوست.
ترا نیست در جنگ پایاب اوی
ندیدی بروهای پرتاب اوی
هوش مصنوعی: تو در جنگ او که کسی را به زمین نمیاندازد، نقشی نداری و نشانههای او را نمیشناسی.
فرود از تخوار این سخنها شنید
کمان را بزه کرد و اندر کشید
هوش مصنوعی: شخصی از بالای تپه به شنیدن این صحبتها مشغول شد و در نتیجه تصمیم گرفت تا کمان را به سمت پایین بکشد و از آن استفاده کند.
خدنگی بر اسپ سپهبد بزد
چنان کز کمان سواران سزد
هوش مصنوعی: تیر کوچکی بر گردن اسب فرماندهای اصابت کرد، به گونهای که با تیر کمانداران تناسب داشت.
نگون شد سر تازی و جان بداد
دل طوس پرکین و سر پر ز باد
هوش مصنوعی: سر تازی از بین رفت و دل طوس پرکین، جان خود را از دست داد و سر او در باد معلق ماند.
بلشکر گه آمد بگردن سپر
پیاده پر از گرد و آسیمه سر
هوش مصنوعی: وقتی لشکر به میدان میآید، سربازان پیاده با کلاهخود و لباسهای خاکی و به هم ریخته در صفوف میایستند.
گواژه همی زد پس او فرود
که این نامور پهلوان را چه بود
هوش مصنوعی: او به کنار فرود آمد و در حال گواهیدادن گفت که آن پهلوان مشهور چه ویژگیهایی داشت.
که ایدون ستوه آمد از یک سوار
چگونه چمد در صف کارزار
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به وضعیت ناامیدی و خستگی اشاره میکند. او میگوید که چگونه یک فرد از دست یک سوار (نظامی یا غریبه) به ستوه آمده و نمیتواند به خوبی در مبارزه و میدان جنگ عمل کند. در واقع، او میخواهد بگوید که این فرد احساس ناتوانی و بیحوصلگی میکند و نمیداند چگونه باید در این موقعیت خطرناک و پرتنش ادامه دهد.
پرستندگان خنده برداشتند
همی از چَرَم نعره برداشتند
نگهبانان به خنده پرداختند و از چَرَم ( دژی که فرود در آن مستقر بود ) نعره می زدند
که پیش جوانی یکی مرد پیر
ز افراز غلتان شد از بیم تیر
هوش مصنوعی: یک پیرمرد در زمان جوانیاش، از ترس تیراندازی به زمین افتاد و غلتید.
سپهبد فرود آمد از کوه سر
برفتند گردان پر اندوه سر
هوش مصنوعی: سپهبد از کوه پایین آمد و گروهی با دلهای غمگین و نگران از آنجا خارج شدند.
که اکنون تو بازآمدی تندرست
بآب مژه رخ نبایست شست
هوش مصنوعی: اکنون که تو به سلامت بازگشتی، نباید چهرهات را با آب مژه شست.
بپیچید زان کار پرمایه گیو
که آمد پیاده سپهدار نیو
هوش مصنوعی: از آن کار با ارزش و مهم دوری کن، زیرا سپهدار نیو با پای پیاده آمده است.
چنین گفت کین را خود اندازه نیست
رخ نامداران برین تازه نیست
هوش مصنوعی: گفت: این کار را نمیتوان اندازهگیری کرد، چهرهی نامآوران همیشه تازه و نوین باقی میماند.
اگر شهریارست با گوشوار
چه گیرد چنین لشکر گشن خوار
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی با گوشوارهای زیبا است، پس چرا لشکر گرسنهای را به دنبال خود میآورد؟
نباید که باشیم همداستان
به هر گونهای کو زند داستان
هوش مصنوعی: نباید همیشه با هم توافق کنیم و در هر موضوعی یکسان فکر کنیم، زیرا هر داستان و موضوعی جنبههای مختلفی دارد.
اگر طوس یک بار تندی نمود
زمانه پرآزار گشت از فرود
هوش مصنوعی: اگر طوس یک بار تندی کند، زمانه پر از درد و رنج خواهد شد.
همه جان فدای سیاوش کنیم
نباید که این بد فرامش کنیم
هوش مصنوعی: ما باید جانمان را برای سیاوش بدهیم و هرگز نباید این بدی را فراموش کنیم.
زرسپ گرانمایه زو شد بباد
سواری سرافراز نوذرنژاد
هوش مصنوعی: از طلا و جواهرات با ارزش او، سربازی با افتخار و از تبار نوذر جان به در میبرد.
بخونست غرقه تن ریونیز
ازین بیش خواری چه بینیم نیز
هوش مصنوعی: در این جهان، وقتی به حالت ذلت و شکست رسیدهایم، چه چیزی ممکن است برای ما باقی مانده باشد که ارزش مشاهده یا تجربه کردن داشته باشد؟
گرو پور جمست و مغز قباد
بنادانی این جنگ را برگشاد
هوش مصنوعی: گروهی از نوادگان جم و مغز و عقل قباد، به دلیل نادانی، این جنگ را آغاز کردند.