برگردان به زبان ساده
چو آگه شد از هفتواد اردشیر
نبود آن سخنها ورا دلپذیر
هوش مصنوعی: وقتی او از سرنوشت و آینده اردشیر باخبر شد، آن حرفها برایش خوشایند نبود.
سپهبد فرستاد نزدیک اوی
سپاهی بلند اختر و رزمجوی
هوش مصنوعی: فرمانده سپاه، فردی جنگجو و برجسته را به نزد او فرستاد.
چو آگاه شد زان سخن هفتواد
ازیشان به دل در نیامدش یاد
هوش مصنوعی: هفتواد وقتی از آن سخن باخبر شد، در دلش هیچ خاطرهای از آنها نماند.
کمینگاه کرد اندران کنج کوه
بیامد سوی رزم خود با گروه
هوش مصنوعی: در گوشهای از کوه کمین کرده بودند و به سمت میدان جنگ آمدند تا با گروهی که در آنجا بودند، مبارزه کنند.
چو لشکر سراسر برآشوفتند
به گرز و تبرزین همی کوفتند
هوش مصنوعی: وقتی که سپاه به شدت برانگیخته شد، با گرز و تبرزین به شدت ضربه میزدند و حمله میکردند.
سپاه اندرآمد ز جای کمین
سیه شد بران نامداران زمین
هوش مصنوعی: سپاه ناگهان از مکان کمین بیرون آمد و بر نامداران زمین هجوم آورد، و نتیجهاش این بود که وضعیت بسیار تاریک و وحشتناک شد.
کسی بازنشناخت از پای دست
تو گفتی زمین دست ایشان ببست
هوش مصنوعی: هیچکس از خودت نشناخت که به سادگی براساس دستانت نمیتوان گفت زمین در اختیار ایشان قرار دارد.
ز کشته چنان شد در و دشت و کوه
که پیروزگر شد ز کشتن ستوه
هوش مصنوعی: بهواسطه کشتن، حالتی به وجود آمد که تمام مناطق اعم از دشت، کوه و در به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند، به گونهای که پیروز در این جنگ، از کشتن خسته و ناامید شد.
هرانکس که بد زنده زان رزمگاه
سبک باز رفتند نزدیک شاه
هوش مصنوعی: هر کسی که به بدی و ناپسندی از آن میدان جنگ دور شد، به نزد شاه رفت.
چو آگاه شد نامدار اردشیر
ازان کشتن و غارت و دار و گیر
هوش مصنوعی: وقتی اردشیر، فرد مشهور، از کشتن و غارت و دستگیری آگاه شد،...
غمی گشت و لشکر همی باز خواند
به زودی سلیح و درم برفشاند
هوش مصنوعی: غم و اندوهی پدید آمد و لشکر دوباره به هم پیوست. به زودی سلاح و پول بر زمین ریخت.
به تندی بیامد سوی هفتواد
به گردون برآمد سر بدنژاد
هوش مصنوعی: سرنوشت به سرعت به سوی هفتواد آمد و در آسمان، نشانهای از بدی به وجود آمد.
بیاورد گنج و سلیح از حصار
برو خوار شد لشکر و کارزار
هوش مصنوعی: فردی با ثروت و تجهیزات وارد میدان نبرد شد و نتیجه آن این بود که ارتش و جنگ به شدت تضعیف شدند.
جدا بود ازو دور مهتر پسر
چو آگاه شد او ز رزم پدر
هوش مصنوعی: پسر که از جنگ پدرش خبر داشت، از او دور بود و احساس جدایی میکرد.
برآمد ز آرام وز خورد و خواب
به کشتی بیامد برین روی آب
هوش مصنوعی: از خواب و آرامش برخاست و به کشتی آمد تا بر روی آب سفر کند.
جهانجوی را نام شاهوی بود
یکی مرد بدساز و بدگوی بود
هوش مصنوعی: در سرزمینها، فردی به نام شاهوی وجود دارد که مردی باخلق و گفتاری ناپسند و بدعهد است.
ز کشتی بیامد بر هفتواد
دل هفتواد از پسر گشت شاد
هوش مصنوعی: از کشتی، خبری به هفتواد رسید و دل هفتواد به خاطر پسرش شاد شد.
بیاراست بر میمنه جای خویش
سپهبد بد و لشکر آرای خویش
هوش مصنوعی: سپهبد به همراه لشکرش در سمت راست، جایگاه خود را با زیبایی آماده کرده است.
دو لشکر بشد هر دو آراسته
پر از کینه سر گنج پر خواسته
هوش مصنوعی: دو گروه جنگجو آماده نبرد شدند، هر یک مملو از دشمنی و خصومت، همچون گنجینهای پربار از خواستهها و آرزوها.
بدیشان نگه کرد شاه اردشیر
دل مرد برنا شد از رنج پیر
هوش مصنوعی: شاه اردشیر به آنها نگاهی انداخت و دل مرد جوان از رنج پیرمرد به درد آمد.
سپه برکشید از دو رویه دو صف
ز خورشید و شمشیر برخاست تف
هوش مصنوعی: سپاهی از دو طرف به راه افتادند، یکی با تابش خورشید و دیگری با درخشش شمشیر، که نشاندهندهی قدرت و ارادهی آنان بود.
چو آواز کوس آمد از پشت پیل
همی مرد بیهوش گشت از دو میل
هوش مصنوعی: وقتی صدای طبل از پشت فیل شنیده شد، آن مرد به شدت بهتزده و گیج شد.
برآمد خروشیدن گاودم
جهان پر شد از بانگ رویینه خم
هوش مصنوعی: فریاد و سر و صدای گاودم باعث شد که تمام جهان پر از صدای زنگوله شود.
زمین جنب جنبان شد از میخ نعل
هوا از درفش سران گشت لعل
هوش مصنوعی: زمین به خاطر نعل اسب به لرزه درآمد و به دنبال آن، درفش سران درخشان و جذاب شد.
از آواز گوپال وز ترگ و خود
همی داد گردون زمین را درود
هوش مصنوعی: از صدای گوپال و از ترانهای که میخواند، آسمان و زمین را درود میفرستم.
تگ بادپایان زمین را کنان
در و دشت شد پر سر بیتنان
هوش مصنوعی: بادهایی که به سرعت و قوت در حرکت هستند، به مناطق مختلف زمین میوزند و آن را پر از سر و صدا و هیجان میکنند. در این میان، کسانی که در این مسیر قرار دارند، به نوعی سرگشته و بیخبر از شرایط خود هستند.
برآن گونه شد لشکر هفتواد
که گفتی بجنبید دریا ز باد
هوش مصنوعی: لشکر هفتواد به اندازهای منظم و قوی شد که گویا باد قویای دریا را به حرکت در میآورد.
بیابان چنان شد ز هر دو سپاه
که بر مور و بر پشه شد تنگ راه
هوش مصنوعی: بیابان به دلیل جنگ و درگیریهای دو سپاه به شدت خراب و آشفته شده است، بهطوریکه حتی برای حشراتی کوچک مثل مور و پشه هم جا برای حرکت باقی نمانده است.
برین گونه تا روز برگشت زرد
برآورد شب چادر لاژورد
هوش مصنوعی: به این صورت تا روزی که زردی برگشت، شب با چادر آبی خود را نمایان کرد.
ز هر سو سپه باز خواند اردشیر
پس پشت او بد یکی آبگیر
هوش مصنوعی: اردشیر از هر سو با سپاه خود احاطه شده است و در پشت او یک دریا جمع شده است.
چو دریای زنگارگون شد سیاه
طلایه بیامد ز هر دو سپاه
هوش مصنوعی: وقتی که دریا به رنگ زنگار درآمد و سیاه شد، نشانهای از هر دو لشکر نمایان شد.
خورش تنگ بد لشکر شاه را
که بدخواه او بسته بد راه را
هوش مصنوعی: شکست خورشید، لشکر شاه بد و دشمنان او را که راه را بستهاند، به ناحق در تنگنا قرار داده است.