برگردان به زبان ساده
دهم برته با کهرم تیغزن
دو خونی و هر دو سر انجمن
هوش مصنوعی: من به تو میگویم که با دو تیر زهرآگین به میدان آمدهای و هر دو به نوعی بر سر دورهمی ما تأثیر گذاشتهاید.
همی آزمودند هرگونه جنگ
گرفتند پس تیغ هندی به چنگ
هوش مصنوعی: آنها هر نوع جنگی را آزمایش کردند و در نهایت شمشیر هندی را در دست گرفتند.
درفش همایون به دست اندرون
تو گفتی بجنبد که بیستون
هوش مصنوعی: پرچم رفیع و بلند تو به من گفت که بیستون باید به حرکت دربیاید.
یکایک بپیچید از او برته روی
یکی تیغ زد بر سر و ترگ اوی
هوش مصنوعی: هر کدام از شما از او دور شوید، یکی تیغی به سر او زد و او نیز از ترس به خود میپیچد.
که تا سینه کهرم بدو نیم گشت
ز دشمن دل برته بیبیم گشت
هوش مصنوعی: تا زمانی که سینهام پر از عشق و شوق است، دیگر از دشمنان بیهیچ ترسی دل را دور کردهام.
فرود آمد از اسب و او را ببست
بر آن زین توزی و خود برنشست
هوش مصنوعی: او از اسب پیاده شد و کسی را که بر زین نشسته بود به بند کشید و خود دوباره بر اسب سوار شد.
برآمد به بالا چو شرزه پلنگ
خروشان یکی تیغ هندی به چنگ
هوش مصنوعی: یک پلنگ خروشان و سرکش بهطور برجسته و با قدرت از زمین بلند میشود و در دستش یک شمشیر هندی را میگیرد.
درفش همایون به دست اندرون
فگنده بر آن باره کهرم نگون
هوش مصنوعی: پرچم سلطنتی را به دستان خود گرفته و بر آن زمین که بر آن رقصیدم، میافشانم.
همی گفت شاهست پیروزگر
همیشه کلاهش به خورشید بر
هوش مصنوعی: همواره شاه پیروز که همیشه کلاهی بر سر دارد که درخشش خورشید را نیز به دوش میکشد.
چو از روز نه ساعت اندر گذشت
ز ترکان نبد کس بر آن پهندشت
هوش مصنوعی: زمانی که نه ساعت از روز گذشت، هیچکس از ترکان در آن دشت وسیع حضور نداشت.
کسی را کجا پروراند به ناز
برآید بر او روزگار دراز
هوش مصنوعی: کسی که با محبت و نوازش بزرگ شود، سرنوشت خوبی خواهد داشت و زندگی طولانی و خوشی را تجربه خواهد کرد.
شبیخون کند گاه شادی بر اوی
همی خواری و سختی آرد به روی
هوش مصنوعی: گاهی شادی به سراغش میآید و او را غافلگیر میکند، اما سپس سختی و ذلت را بر او میآورد.
ز باد اندر آرد دهدمان به دم
همی داد خوانیم و پیدا ستم
هوش مصنوعی: از باد به ما خبر میآید که در دل و گوشهی خانهمان نالهها و زاریها به گوش میرسد و ستمها نمایان است.
به تورانیان بر بد آن جنگ شوم
به آوردگه کردن آهنگ شوم
هوش مصنوعی: من به آستانهی جنگ با تورانیان میروم و قصد دارم که در میدان نبرد حضور یابم.
چنان شد که پیران ز توران سپاه
سواری ندید اندر آوردگاه
هوش مصنوعی: وضعیتی به وجود آمد که دیگر سربازان پیر از سرزمین توران در میدان جنگ دیده نشدند.
روانها گسسته ز تنشان به تیغ
جهان را تو گفتی نیامد دریغ
هوش مصنوعی: روحها از بدنهایشان جدا شدند و تو گفتی که این دنیا را به هیچوجه نمیتوان ترک کرد.