برگردان به زبان ساده
به هشتم ز گردان ناماوران
بشد ساخته زنگهٔ شاوران
هوش مصنوعی: در هشتمین روز از گردنکشان، به زنگی که متعلق به شاوران بود، نزدیک شد.
که همرزمش از تخم اوخواست بود
که از جنگ هرگز نه بر کاست بود
هوش مصنوعی: همراه او از او خواسته بود که هرگز از جنگ کم نگذارد.
گرفتند هر دو عمود گران
چو او خواست با زنگهٔ شاوران
هوش مصنوعی: هر دو ستون سنگین را گرفتند؛ چون او خواست با زنگی که در دست شاوران بود.
بگشتند ز اندازه بیرون به جنگ
ز بس کوفتن گشت پیکار تنگ
هوش مصنوعی: آنها از حد و اندازه خود خارج شدند و به جنگ پرداختند، به طوری که به خاطر شدت درگیریها، نبرد بسیار سخت و فشرده شد.
فروماند اسبان جنگی ز تگ
که گفتی به تنشان نجنبید رگ
هوش مصنوعی: اسبهای جنگی به خاطر فشار سختی که متحمل شدهاند، قادر به حرکت نیستند؛ مانند اینکه رگهای بدنشان اجازهی تحرک نمیدهند.
چو خورشید تابان ز گنبد بگشت
به کردار آهن بتفسید دشت
هوش مصنوعی: وقتی خورشید در آسمان به دور خود میچرخد، به مانند آهنی که دشت را میپوشاند، زمین را روشن و گرم میکند.
چنان تشنه گشتند کز جای خویش
نجنبید و ننهاد کس پای پیش
هوش مصنوعی: آنها آنقدر تشنه شدند که از جایشان حرکت نکردند و هیچکس جرات نکرد یک قدم به جلو بردارد.
زبان برگشادند یک با دگر
که اکنون ز گرمی بسوزد جگر
هوش مصنوعی: زبانها به یکدیگر باز شد و صحبت کردند و حالا از شدت گرمی، دلها به تپش افتاده است.
بباید برآسود و دم برزدن
پس آنگه سوی جنگ بازآمدن
هوش مصنوعی: باید آرامش پیدا کرد و بازدمی کرد، سپس به سمت جنگ بازگشت.
برفتند و اسبان جنگی به جای
فراز آوریدند و بستند پای
هوش مصنوعی: آنها رفتند و اسبهای جنگی را به جای آنها آوردند و پای آنها را بستهاند.
به آسودگی باز برخاستند
به پیکار کینه بیاراستند
هوش مصنوعی: آنها با راحتی و آرامش دوباره برخواستند و آماده نبرد با دشمنی شدند.
به کردار آتش ز نیزه سوار
همی گشت بر مرکز کارزار
هوش مصنوعی: شخصی همچون آتش در وسط میدان نبرد با نیزه در حال چرخش و مبارزه است.
بدآنگه که زنگه بر او دست یافت
سنان سوی او کرد و اندر شتافت
هوش مصنوعی: زمانی که زنگه زیر تیغ سنان قرار گرفت، او به سمت او حمله کرد و به جنگ پرداخت.
یکی نیزه زد بر کمرگاه اوی
کز اسبش نگون کرد و برزد به روی
هوش مصنوعی: یک نفر نیزهای به کمر او زد که او را از اسبش به زمین انداخت و بر سرش زد.
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
که گفتی بدرید دشت نبرد
هوش مصنوعی: مثل رعدی قوی و ترسناک فریاد زد و به نظر میرسید که دشت نبرد را پار پاره کرده است.
فرود آمد از باره شد نزد اوی
بر آن خاک تفته کشیدش به روی
هوش مصنوعی: او از بالا پایین آمد و نزد او رفت و بر روی آن زمین داغ دست کشید.
مر او را به چاره ز روی زمین
نگون اندر افگند بر پشت زین
هوش مصنوعی: او را با تدبیر از روی زمین به پایین انداخت و بر پشت اسب نشاند.
نشست از بر اسب و بالا گرفت
به ترکان چه آمد ز بخت ای شگفت
هوش مصنوعی: از روی اسب پایین آمد و چیزی را بالا گرفت. چه خبر بود که به ترکها رسید، واقعاً شگفتانگیز است.
بر آن کوه فرخ برآمد ز پست
یکی گرگ پیکر درفشی به دست
هوش مصنوعی: از پایین کوهی خوشفرم، یک گرگ با بدن بزرگ و با یک پرچم به دست ظاهر شد.
بشد پیش یاران و کرد آفرین
ابر شاه و بر پهلوان زمین
هوش مصنوعی: او به نزد دوستانش رفت و از پادشاه آسمان و پهلوان زمین ستایش کرد.