برگردان به زبان ساده
نگه نکرده گذشتی ز من به ناز امشب
شدم ز ناز تو شرمندة نیاز امشب
هوش مصنوعی: امشب به خاطر زیباییهایت، حس نیاز و شوق بسیاری در دل من ایجاد شده است و من از اینکه تو به این راحتی از کنار من رد شدی، احساس شرمندگی میکنم.
چو دید در کف پای تو جانفشانی من
زبان شمع به پروانه شد دراز امشب
هوش مصنوعی: وقتی که جانفشانی من را در پای تو دید، زبان شمع به پروانه کشید و امشب صحبتش طولانی شد.
به دل فزوده گره بر گره نمیدانم
که میکند گره از زلف یار باز امشب؟
هوش مصنوعی: دل به تنگی و مشکلات بیشتری دچار است و نمیدانم آیا امشب میتواند گرهای که از زلف محبوب بسته شده را باز کند یا نه؟
زبس به روی تو بزم از چراغ مستغنیست
فتاده شمع ز شرم تو در گداز امشب
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، دیگر نیازی به چراغ در این مهمانی نیست و شمع از شرم وجود تو به زمین افتاده و در حال ذوب شدن است.
چه روی داده ندانم که نگسلد فیّاض
ز تار نالة زارم نوای ساز امشب
هوش مصنوعی: نمیدانم چه اتفاقی افتاده که من را از این حال و روز نجات ندهد. موسیقی و نالهی غمگین من در شب امشب همچنان ادامه دارد و از آن کم نمیشود.