برگردان به زبان ساده
کجا شد گریهٔ مستانهٔ من در سر کویی
به یاد هایهایی اوفتادم، دوستان هویی
هوش مصنوعی: چرا گریهام که به یاد او بود در کوچهها دیگر نشنید میشود؟ به یاد دوستان قدیم و لحظات شادمانهام افتادم.
به بیپروابُت دیر آشنای من که خواهد گفت
که دشمنامی از آن لب آرزو دارد دعاگویی
هوش مصنوعی: به دوست و همراهم که سالهاست با او آشنا هستم و به ندرت به او اهمیت میدهم، چه کسی میتواند بگوید که دشمنی از آن لبهای آرزو خواهان دعای اوست؟
نیم در بند لطفی ناز هم خورسندییی دارد
نگاهی گر نباشد بیمروّت چین ابرویی
هوش مصنوعی: نیم از محبت و ناز تو به اندازه کافی خوشحالم. فقط کافی است نگاهی به من بیندازی، و اگر چین ابرویی نباشد که بیرحمی به همراه داشته باشد، این خوشحالی دوچندان خواهد شد.
چو بوی گل توان از موج بادی داد بر بادم
نمیخواهد شکست خاطر من زور بازویی
هوش مصنوعی: وقتی که بوی گل از نسیم به من میرسد، نمیخواهم که دلآزرده شوم، حتی اگر ضربهای به من زده شود.
نگه دارد خدا از شوخ چشمیها نگاهم را
اگر از گوشة ابروی نازی دیدهام رویی
هوش مصنوعی: اگر خداوند حواسش به من باشد و از نگاههای شیطنتآمیزم محافظت کند، به سبب آنکه تنها با نگاهی از گوشه ابروی معشوق، زیباییاش را دیدهام.
به دیدار گل از وی سرخوشی ای دل کجایی تو؟
زرنگی دیدهام رنگی به بویی بردهام بویی
هوش مصنوعی: ای دل، کجایی که برای دیدن گل خوشحال شوم؟ من دیدم که رنگ و بوی زیبایی دنیای اطرافم را پر کرده است.
به دادم میرسد فیّاض آن کو داد ازو دارم
که دار چون «رهی» فریاد فرمایی و دلجویی؟
هوش مصنوعی: من به یاری فیاض و بخشندهای میرسم که از او نعمتها و چیزهای با ارزش دارم. آیا تو مانند «رهی» فریاد میزنی و دلسوزی میکنی؟