برگردان به زبان ساده
از گریه خلاصی نبود چشم ترم را
کردند بحل بر مژه خون جگرم را
هوش مصنوعی: چشمانم از گریه رهایی ندارند، قطرات اشک بر مژههایم جمع شده و نشان از درد دل من است.
شمشیر تو از جیب برآورد سرم را
دام تو به پرواز درآورد پرم را
هوش مصنوعی: شمشیر تو باعث شد که سرم را از جیب بیرون بیاورم و دام تو باعث شد که پرواز کنم و آزادی را تجربه کنم.
پرواز هوایش نه باندازة بالست
بیچارگی از بهر همین کند پرم را
هوش مصنوعی: پرواز کردن برای او، نه به خاطر توانایی بالهایش، بلکه به خاطر شرایط ناگوار و مشکلاتی است که در زندگیاش دارد.
ادراک کمالات تو بر طاق بلندست
کوته نفکندند کمند نظرم را
هوش مصنوعی: فهمیدن زیباییها و کمالات تو برای من خیلی دشوار است، انگار که دید من به آنقدر بلندی نمیرسد و نمیتواند آنچنان که باید از آنها بهرهبرداری کند.
گر زانکه لباس ورعم چاکِ گنه داشت
بر پرتو خورشید گشودند درم را
هوش مصنوعی: اگرچه لباس و زرق و برق ظاهرش در گناه بود، در برابر نور خورشید دری به روی او گشوده شد.
با داغ تو بر گبر و مسلمان شرفم هست
این سکه در ایام روا کرد زرم را
هوش مصنوعی: من به خاطر محبت تو، به هر دو گروه، زرتشتیان و مسلمانان، افتخار میکنم. این سکه در روزهای خوب، ثروت را به من هدیه کرده است.